تبليغاتX
یاد داشت های فرازو
خیلی سال میشه که زبون بوشهری از بین رفته. بایکی حرف میزدم که زبانشناس بود و بهش گفتم که ما توی بوشهر زبون نداریم و لهجه داریم،او گفت اگر زمانیکه که شما حرف میزنید مردم دیگر نقاط ایران هم متوجه بشن و بیشتر کلمات مشترک باشه، اما شیوه بیان کمی فرق کنه میشه لهجه ولی اگه شما از کلماتی استفاده میکنید که در زبان فارسی امروز زیاد معمول نیست میشه یه زبون.

با این حساب سالها میشه که زبون بوشهری از بین رفته،دیگه توی بوشهر کسی به سطل نمیگه "ملاسی " یا سطل آشغال کسی نمیگه "دله خمامی" یا و خیلی کلمات از این دسته. تازه اصلا نسل جدید توی بوشهر با بچه هاشون توی خونه با لهجه هم  حرف نمیزنن چه برسه زبون بوشهری، سعی میکنن با یه لهجه جدید  من درآری بوشهری تهرانی حرف بزنن. بعضی وقتها هم این زور زدن تهرونی حرف زدن کار دستشون میده. مثلا یه بوشهری که با لهجه حرف میزنه برای "وارونه اش نکن" میگه "دِمِ ریش نِکن" بعضی وقتها هم پیش اومده که این بنده خداها که میخوان به زور تهرونی حرف بزنن همون کلمه های بوشهری رو بکار میبرن اما با لهجه تهرونی مثلا با لهجه غلیظ تهرونی میگن"دَ مریش نَکن" یا مثلا به "کولر او جنرال" میگن کولر آب جنرال که داستانش رو قبلا نوشتم(جهت یادآوری فکر میکنن شرکت او جنرال اصلش آب جنرال بوده و بوشهریها با لهجه بهش میگن او جنرال)

این فرار از لهجه یا زبون نزد پدران و مادران نسل جدید باعث شده که بچه ها این نسل با یک لهجه عجیب و غریب حرف بزنن که تقریبا مربوط به هیچ جای ایران نیست و نه از نظر دستور زبون بوشهری درستن و نه از نظر دستور زبون تهرونی.

خلاصه گرفتاری شدیم.

قشنگ تر از همه اینه که وقتی بوشهریها زور میزنن که با لهجه تهرونی حرف بزنن ،فقط فکرشون میره توی کنترل کردن خودشون که با لهجه تهرونی حرف بزنن و فکرشون رو نمیتونن متمرکز بکنن روی مطلبی که میخوان بیان کنن و قاعدتا بوشهری که زور میزنه با لهجه تهرونی حرف بزنه همیشه خیلی مطالب در هم بر هم میگه ولی با لهجه تهرونی .یه چیز خیلی قشنگ دیگه هم میمیک صورت و حر کت دادن لب ها و کش و قوس دادن صورت این افراده (حیف که پیشم نیستین که براتون تقلید کنم و نشنتون بدم،توی نوشتن لنگ میزنم و نمیتونم براتون بنویسم این حالت صورت چقدر مضحکه).

 

+ نوشته شده در Tue 7 Oct 2008ساعت توسط فرازو |

 

کنسرتی در هفته گذشته در پاریس داشتیم و بعد از اون کنسرتهای این ماه یعنی ماه اکتبر  رو در پیش داریم.

کنسرت اول در  تاریخ ۱۷ اکتبر شهر استرازبورگ در فرانسه است. آدرس اینترنتی تئاتر پل سود در استرازبورگ

http://www.pole-sud.fr/spectacles/jazz/programme/fiche_spectacle_784.php

کنسرت بعدی  کنسرت تلفیقی موسیقی بوشهر و جاز میباشه که روز ۱۸ اکتبر  شهر" اوسی آن بری" برگزار میشه.

در کنسرت اول  نقیب شنبه زاده و حبیب مفتاح بوشهری و فرازو موسیقی و رقصهای بوشهر رو اجرا میکنن و در کنسرت دوم ماتئو دوناریه ساکسفون و اوبر دپون گیتار باس و جو کویتزگه درامز و نقیب شنبه زاده و حبیب مفتاح بوشهری سازهای ضربی جنوب ایران و فرازو  همبونه و جفتی و رقص اجرا میکنن.

خواهش میکنم که برنامهای ما رو برای دیگر دوستان ارسال کنید .ارسال نکردید که نکردید چتون کنم.

 

 

+ نوشته شده در Fri 3 Oct 2008ساعت توسط فرازو |

تعدادی از هنرمندان عزیز که در رشته موسیقی فعالیت دارند از طریق ایمیل یا وبلاگ با مو تماس گرفتن و سوال کردن که چطور میتونن کارهای خودشون رو در فستیوالها موسیقی و مراکز موسیقی در کشورههای مختلف اجر ا کنند. در این پست یه سری راهنمایی های لازم رو میکنم ،امیدوارم که به درد این دوستان بخوره.

برای شرکت در فستیوالها موسیقی در دنیا راههای مختلفی وجود داره که به ترتیب برای شما عزیزان مینویسم.

۱ـ ارتباط مستیم هنرمندان با فستیوالها. در این صورت هنرمندان میبایست که آدرس فستیوالها رو پیدا کنند و بطور مستقیم با اونها تماس برقرار کنند. برای پیدا کردن آدرس فستیوال و زمان برگزاری و اطلاعات لازم میتونید از طریق سایتهای مختلفی که آدرس کامل فستیوالهای دنیا رو در اختیار شما قرار میده پیدا کنید. مثل این سایتhttp://worldmusiccentral.org/

روش دیگر پیدا کردن آدرس فستیوالها از طریق کتابهایی است که در کشورههای مختلف اروپایی سالانه چاپ میشه و اسم و آدرس و موضوع و نوع موسیقی فستیوالهای موسیقی در اون نوشته شده،در فرانسه این کتاب به نام "گید دو لا موزیک" یا راهنمای موسیقی است.

بعد از پیدا کردن آدرس  در مرحله اول میبایست که هنرمندان عزیز ار طریق ارسال ایمیل بطور مختصر نوع کار و گروه خودشون رو معرفی کنند و بنویسن که مایل به شرکت در فستیوال هستند.در مرحله بعد میبایست که پرونده ای که در آن پیشینه گروه و نوع موسیقی و بیوگرافی هنرمندان و فیش تکنیک(نوشتن تمامی لوازم تکنیکی از قبیل صدا و نور و نوع میکروفن و ...و میزان دستمزد درخواستی ،تعداد بلیط های هواپیما و مشخص نمودن مسیر پرواز ،نوع هتلی که هنرمند میخواد در اون اسکان داشته باشه(مثلا ذکر بشه هتل حداقل دو ستاره باشه و ...) رو باید به همراه نمونه کار(صوتی یا تصویری) برای فستیوال ارسال کنه.البته اگر فستیوال به ایمیل شما پاسخ دادن و تمایل اولیه رو نشون دادن شما باید اینکار رو کنید.

۲ـاز طریق آزانس ها موسیقی اقدام کنید. در این صورت باید آدرس آزانسها و مراکزی که کارشون فروش کنسرتهای موسیقی به فستیوالها ست تماس بگیرید و آزانسی برای خود داشته باشید که پورسانتاژی حدود ۲۰ الی ۳۰ درصد میگره و برای شما کنسرت ترتیب میده.از طریق موتورهای سرچ میتونید کلمه "موزیک ایجنسی" رو بنویسید و آزانسهای مختلف رو پیدا کنید و در صورت اینکه کار شما براشون جالب باشه برای شما کنسرت پیدا میکنند.

۳ـ از طریق انحمن های ایرانی مقیم خارج از کشور و رایزنی های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.رایزنی های فرهنگی جمهوری اسلامی  بدلیل وابستگی به نظام در خارج از ایران جایگاه خوبی ندارند و شما به عنوان وسیله تبلیغ جمهوری اسلامی بلندگوی نظام خواهید شد، فقط بخاطر اینکه در خارج از ایران کنسرتی داشته باشید تن به چنین خواری و ذلتی ندید. معمولا تماشا چیان برنامه های سفارتی تشکیل شده از کارمندان سفارت و مشتی جیره خوار نظام .هیچ گروه معتبری در زمینه موسیقی ایرانی با این مراکز کاری انجام نداده ونمیده ،بدلیل اینکه بر پیشونی هنرمند مهر جاسوسی خورده میشه و چه ایرانی و چه خارجی برای همیشه شما رو بایکوت خواهند کرد و زمینه فعالیت شما در دنیا بسته خواهد شد.معمولا گروهای هنری غیر معتبر و علاف مهمان سفارت ایران و رایزنی فرهنگی های ایران در خارج بوده و هستند.

در رابطه با انجمن های فرهنگی  نیز باید دقت کامل کنید و از پیشینه اونا اطلاع حاصل فرمایید و باید حواستون جمع باشه که حق و حقوق شما رو نخورند. 

حواستون جمع باشه که کنسرت شما فقط هدفش موسیقی باشه و به هیچ طریق با مسایل سیاسی قاطی نشه.

مو از سال ۱۹۹۱ تا حالا سه بار با ایرانی کار کردم که پشت دستم خودم داغ کردم که دیگه از این غلطها نکنم ،تازه اونایی که مو با هاشون کار کردم خوباش بودن،نه سیاسی نه جمهوری اسلامی بودن.فقط خدا حلال کنه این تابستون گذشته ایرانیهای کانادا یه برنامه ای گذاشته بودند که با آبرو بود ،همین و بس.

 اگر توضیح  و راهنمایی بیشتری خواستید،مو در خدمت هستم .

موفق باشید

فرازو

+ نوشته شده در Thu 2 Oct 2008ساعت توسط فرازو |

یه چیزی میخواستم بنویسم یادم رفت.

ها یادم اومد .

در باره خوش خوشان بود.

 این روزها فقط تمرین میکنم یعنی ساز میزنم و خوش خوشان و سوار دوچرخه میشم و توی پاریس میگردم. البته خیلی کارهای دیگه هم میکنم که به شما زیاد مربوط نیست.

اما درباره خوش خوشان خدمت شما عرض کنم که اصلا از خوش خوشان کلاسیک خوشم نمیاد.

توی خونه، رختخواب، و از این داستانها اصلا اهل اینطور خوش خوشانها نیستم. مو جنگلی هستم خیلی از جنگل و دشت و بیابون و جاهای طبیعی و بعضی وقتها غیر طبیعی خوشم میاد . مثل توالت تئاتر یا توالت هواپیما و ...

زندگی زیاد مزه نمیده که همش توی کلیشه باشه و از پیشینیان پیروی کنی ،به نظر مو باید تنوع داشته باشه و در هر موضوعی راهای جدید کشف بشه که بیشتر زندگی لذت بده.

اما همیشه قدیمی ها یه روشهای جالبی داشتن که ما نمیتونیم اون روشها رو کشف کنیم چون توی شرایط اونا نبودیم و نخواهیم بود.مثلا ننه و بابای مو که با هشت تا بچه  که از بیست سال تا یکسال سن داشتن توی یه اتاق میخوابیدن ،خیلی آدمای هنرمندی بودن که خوشخوشان هم میکردن توی همون اتاق بدون اینکه هشت تا بچه متوجه بشن. بخدا از تمام برادر و خواهر هام سوال کردم و هیچکدوم بیاد ندارن که مچ بابا و ننه رو گرفته باشن.

شما از خوش خو شانتون بگید. شما  کلاسیک هستید یا پست مدرن؟

،نترسید نظر بدید. شرم نکنید.

 هر کی شرم کنه سرش کچل میشه.

البته متوجه هستم که که شرم شما خواهران و برادران ارجمند بجا است و به همین دلیل کار شما رو راحت میکنم برای پیغام گذاشتن،چهار جوابیش میکنم و شما فقط توی پیغامتون بنویسین ۱ یا ۲ یا ۳ یا ۴

شما در کدامیک از مکانهای زیر بیشتر خوش خوشانتان میشود

۱ـ رختخو خونه خوتون

۲ـجنگل

۳ـدریا

۴ـخونه مادر زن یا مادر شوهر

+ نوشته شده در Sun 28 Sep 2008ساعت توسط فرازو |

 تا یه زنی یه لباس یه خورده لختی میپوشه هر ده قدمی که راه میره متلک بارونشن میکنن. بخاطر همین پوشش اسلامی و خفن هی زیاد میشه .اصولا توی محیط هایی که با چشم به آدم تجاوز میکنن ،آدم مجبورن هی بشیتر خودش بپوشنه . بعضی وقتها این پوشش به مرحله ای میرسه که خودت محو میشی.

ای بدم میاد ،اما بدبختی بعضی وقتا آدم از ترس چیش بد مجبورن.آما توی بعضی محیط ها و کشورها اصلا با چیش به آدم تجاوز نمیکنن و تعجب میکنم اونجا دیگه چرا بعضی آدما خودشون پارچه پوش میکنن و مثل ارواح خبیثه میان توی خیابون.

ای قربون آلمان برم با اسخترهاش،یه روزآیی هست که "اف کا کا" میشه،البته یه استخرها و سوناهایی هست که همیشه اف کا کان،"اف کا کا "میفهمین چنن؟

ها حالا سیتون میگم،خدا نسیبتون کنه. خدمت شما عرض کنم اگه رفتین آلمان یا کشورهای اسکاندیناوی،میرین استخر و سونا،توی آلمان بگید اف کا کا میخوام باشه .هر استخری رفتین بگید اهل بوشهرین و یا ایران و بگین از طرف مو اومدین ،تقریبا تمام استخرهایی که اف کا کا ن مو میشناسن. بیشتر تحویلتون میگیرن.

مزیتی که استخر اف کا کا داره اینه که شما به مایو شنا احتیاج ندارید و راحت کین پتی و مادرزاد میرید شنو میکنید،هیچکی هم بهتون زل نمیزنه. ای مزه میده همه راحت لم میدن ،شنو میکنن،اینقدر احساس آزادی میکنی و اونجان که معنای امنیت میفهمی ،متوجه میشی که توی یه کشوری هستی که اینقدر امنیت داری که لخت هم که باشی کسی بهت هجوم نمیاره. در ضمن کنجکاو هم نمیشی که بخوای بفهمی زیر لباس چنن که همه قایم میکنن و همه چیز رو میبینی و میفهمی زیاد هم خبر خاصی نیست.

امتحان کنید ضرر نمیکنید.

+ نوشته شده در Sat 27 Sep 2008ساعت توسط فرازو |

اوایلی که  به فرانسه اومده بودم که به مهمانی  شامی دعوت شدم.

شامی جلوم گذاشتن و گفتن این شام عربی یه و اسمش "کوس کوس" میباشد.

گفتم خیلی هم خوب مردم آرزو یکیش میکنن ما دوتاش رو با هم میخوریم. این کوس کوس یه غذای عربی مراکشی و تونسیه.

غذاش خیلی خوشمزه بود و به کسی که غذا رو درست کرده بود گفتم دستت درد نکنه،گفت تازه نوشیدنی هم مونده. گفتم نوشیدنیش چیه ؟ گفت فرانسویه.

اسم نوشیدنی "کیر " بود. "کیر رویال" یعنی کیر پادشاهی. میگفتن از مشروبات بسیار معروف فرانسویه . بعد از کوس کوس باید کیر رویال بخوری.

خلاصه سرتون درد نیارم اونشب اولش کوس کوس خوردیم و بعدش هم کیر پادشاهی یا به قول خودشون رویال. این رو بهتون گفتم که اگر اومدین فرانسه و رفتین مهمونی  اولش کوس کوس بهتون دادن زیاد دل خوش نباشید چون بعد از اون کیر رویال هم باید بخورین. پس بهتره کوس کوس معمولی رو نخورید، تا کیر رویال رو مجبور نباشید بخورید. و این درس بزرگی بود که از مهمونی فرانسه گرفتم.

+ نوشته شده در Sat 27 Sep 2008ساعت توسط فرازو |

یه چند وقتی میشه که بعضی از مراسمهای آیینی به محافل موسیقی وسینماو تئاتر راه پیدا کرده و تقریبا بیشتر به صورت شو و نمایش در اومده و اصل داستان فراموش شده.یکی از این دکون و بازارها موسیقی صوفی و عرفانیه که تقریبا از هر ده گروه موسیقی سنتی ایرانی که به خارج میان هشت تا از اونا میگن که ما موسیقی عرفانی و صوفی اجرا میکنیم. یه موی بلند میزارن و یه زیر شلواری سفید پا میکنن و یه دف و سه تار و هر چی دلشون میخواد میخونن به اسم موسیقی صوفی و از این داستانها. راستی یادم رفت بگم که هنگام دف نوازی هم حرکات سر و پریشون کردن مو رو بیشتر میبینی و صدای ساز رو کمتر میشنوی و بقول معروف تصویر هست اما صدا نیست. روی صحنه هم همیشه باید چند تا شمع و یه کتاب حافظ و مولانا باشه.

یه نوع دیگه هم که به تازگی مد شده موسیقی مراسم زاره که جدیدا به یه دکون بازار داره تبدیل میشه. چند تا اجرایی از روی یو توب دیدم و همچنین یه اجرای زنده در پاریس که بیشتر کمدی موزیکال بود تا مراسم زار.

بعد از دیدن این برنامها پیش خودم گفتم حالا که نوع مراسم و هدف مراسم تغییر کرده هم نوع جدیدی از بادها و زارها هم بوجود اومده و زار هم بقول معروف به روز شده. بعد از مدتی تحقیق نوع جدید زارها و بادها رو کشف کردم ،این زارها به شرح زیر هستن:

۱ـ زار "مفتکی":این زار هنگامی اتفاق میفته که یه گروه فیلمبردار به جنوب ایران برن و افراد هم برای اینکه در فیلم باشن ، جلوی دوربین مفتکی زارشون میگیره.

۲ـزار "پولکی":در این نوع زار فرد زاری در قبال دریافت مبلغی زارش میگیره و خودش رو به خلسه میبره. هر چقدر مبلغ بیشتر باشه زار شدید تر میشه.

۳ـزار" الکی":در این نوع زار که بیشتر در روی صحنه رخ میده بازیگر یا موزسین الکی با حرکات نمایشی برای سر کار گذاشتن بقیه خودش رو به حالت زار میبره.

۴ـزار "دودکی": در این نوع فرد زاری پس از کشیدن مواد مخدر، توپ در مراسم شرکت کرده و با اولین ریتم به حالت زار میره،با پیشرفت علم زار دودکی به زار "قرصکی" تبدیل شده و افراد از قرصهایی مثل اکس و غیره برای رفتن در حالت زار استفاده میکنن و بابا زار هم  نقش دی جی رو بازی میکنه که در این نوع مراسم به بابا زار چوپان هم گفته میشه. زار تا حد ترکوندن پیش میره و بقول معروف زاریها میترکونن.

۴ـ زار" جفتکی": زار جفتکی به دو دسته خوب و بد تقسیم میشه که هر کدوم از اونا هم زیر شاخه دارن. زار جفتکی از شایع ترن زارهاست. زار جفتکی خوب زاری است که یه مونث و یه مذکر به هم میرسن و زارشون میگیره و پس از تموم شدن کار زارشون میخوابه ،در این نوع زار اگر فقط یکی از طرفین لذت ببره و دیگری در حالت بلاتکلیفی باشه و نیمه تموم،زار به زار بد تبدیل میشه و دچار عواقب ناگواری میشن زوجین. در نوع خوب زار جفتکی، زوجین نکات رفتاری و موضاعات مختلفی رو در هم پیدا میکنن که زارشون میگیره و از هم حال میکنن . اما اگر فقط خوش خوشان وسیله زار باشه بعد از یه مدت یه نواخت میشه و زار خوب به زار بد تبدیل میشه.

زار "جفتکی هولکی" این نوع زار در بین جوانانی هست که ازدواج نکردن و جای مناسبی برای مراسم زارشون پیدا نمیکنن و در یه گو شه و پستویی بصورت هولکی مراسم زارشون رو انجام میدن.

زار "جفتکی قایم کی " در این نوع زار معمولا پای نفر سومی در میان است و یکی از روجین بصورت قایمکی زار خوبش رو با نفر سوم پایین میاره. نفر سوم در اصطلاح زار مدرن، رفیق نامیده میشه.

زار جفتکی بد زمانی هست که زوجین از تمام حرکات همدیگه لجشون میگیره و دادشون میره هوا و زار به دعوا تبدیل میشه. زار جفتی بد معمولا به طلاق میکشه یا تبدیل میشه به زار جفتکی قایمکی .

زار" آبکی" در این نوع زار فرد زاری با خورردن مواد آبکی مست میکنه و در حالت زار میره.

زار" سوتکی" در این نوع زار مردی سوت میزنه برای یه زن و زن زارش میگیره،بسته به تیپ مرد داره که زار زن خوب بشه یا بد. اگر مرد بد ریخت و آسمون جل باشه ،زن یا دختر زار بدش میگیره  که در این شرایط حالت زار با فحش و ناسزا گفتن همراه است و زن با در آوردن دمپایی یا کفش زار خود را روی سر مرد سوت زننده پایین میاورد. اگر مرد خوشتیپ باشه و سرش به تنش بیارزه، زار دختر خوب میشه و با یه لبخند زار ادامه پیدا میکنه و  زار سوتکی به زار جفتکی تبدیل خواهد شد.

حالا  که شما با زار های جدید آشنا شدید،  لطفا چند تا هم شما بنویسید. 

+ نوشته شده در Wed 24 Sep 2008ساعت توسط فرازو |