دیروز از پرتغال برگشتم کنسرتی در شهر لیسبون داشتیم که عکسهای سفر رو میتونید در وبلاگ عکسم ببینید.
اینروزها زیاد وقت نوشتن ندارم و ذهنم مشغوله یه کارهاییه که خیلی برام حیاتیه و باید انجامشون بدم. نگران نباشید همش کارهای خوبه و مفید.
یه خبر دیگه هم اینه که دوباره کفشهای دو و میدانیم رو به پا کردم و تمرین جدی دو و میدانی هم جزو کار روزانم شده.خیلی بهم انرژی میده دویدن .
دیشب که لیسبون بودیم هنگام شام خوردن با کسی که ما رو دعوت کرده بحث ایران پیش اومد و بهم گفت که مثل اینکه سالگرد انقلاب ایرانه.
با این حرفش یه مرتبه پرتم کرد به دنیای گذشته،به یادم اومد که این انقلاب و حکومت اسلامی چه هدایایی با ارزشی به نسل ما داد و خدا را شکر کردم و مسولین نظام را دعا.
هدایایی بزرگ رفتاری و اخلاقی که البته نمیدونم چرا در کشورههای دیگه به این هدایا میگن بیماری.
هدیه انقلاب طبق وعده رهبر این بود که ما همه جزو ارتش بیست میلیونی باشیم و واقعا هم همون شد،البته جمعیت ارتش از بیست میلیون هم بیشتر شد و ارتشی درست شد که جمعیتش شد هفتاد میلیون.
هفتاد و چند میلیون مردم پلیس و شکاک به همه چیز،مشکوک بودن و بدبینی به دنیا و دین بزرگترین ارمغان حکومت اسلامی.
حکومتی که به ما تزریق کرد که باید پلیس باشیم و مدام مشغول کنترل رفتار دیگران باشیم و خودمون رو فراموش کنیم،حکومت به ما آموخت که تمامی افرادی که در دنیا کار علمی و فرهنگی میکنند مزدور هستند و جاسوس،حکومت به ما آموخت که پیشرفت افراد نه از همت آنان است بلکه با پشتوانه سرویسهای جاسوسی و مافیا است که هنرمندان و عالمان در دنیا معرفی میشوند و به جاهای بالا میرسند.
خلاصه این ان قلاب و رژیم توی گردن مو زیاد بند داره و مو زیاد کار دارم تا این بند ها رو بتونم باز کنم و شاید تا آخر عمرم مشغول باز کردن این بند ها باشم .البته امیدوارم مسولین بی نظام نظام رژیم اسلامی ایران دلگیر نشن از مو که این بندها رو باز میکنم ،حقیقتش میخوام زیاد بدهکارشون نباشم تا اون دنیا شرمندشون بشم .
این قضیه اگه بخوام دربارش بنویسم به اندازه یه شاهنامه میشه که البته مطمئن هستم شما خدمات و ارمغان حکومت اسلامی بهتر از مو میشناسید.
سالگرد پیروزی انقلاب هم یادتون باشه و انشالله غم آخرمون باشه.
خوشبختانه کتابچه ای به زبان فرانسه که سال گذشته با مهمترین مرکز موسیقی فرانسه (سیته دولا موزیک)کار کرده بودم انتشار یافت و روی نت هم میتونید بخونید.آدرسش رو گذاشتم توی بخش پیوندها.
یک کار دیگه که انجام داده بودم سال گذشته همکاری با موزه مردم شناسی اورپا و مدیترانه بود،در زمینه معرفی ساز نی انبان.کتابچه ای هم در زمینه معرفی نی انبان های مختلف دنیا انتشار پیدا کرده ،شما عزیزان میتونید روی نت هم بخونید و بشنوید.
http://www.cornemuses.culture.fr/
شما با مراجعه به این آدرس با تمامی نی انبان های دنیا آشنا میشید.
این مجموعه رو دارم به فارسی برمیگردونم تا هموطنان ایرانی هم بتونن بهره بیشتری ببرند.
در ضمن در قسمت پیوند وبلاگ آدرسهای مراکز مهم و فستیوالهای موسیقی و رقص وتئاتر در فرانسه رو میزارم که دوستانی که در ایران کار موسیقی و رقص و تئاتر میکنند با این مراکز تماس بگیرند و کاراشون رو بفرستند تا انشاالله ازشون برای اجرای برنامه دعوت کنند.لطفا این آدرسها رو به دوستان هنرمندتون در ایران بدین صواب داره.
موفق باشید.
کم کم کم
سنگین سنگین سنگین
رنگین رنگین رنگین
حرکت حرکت حرکت
باد باد باد
خواب خواب خواب
درد درد درد
وحشت وحشت وحشت
زیبایی زیبایی زیبایی
پویایی پویایی پویایی
زندگی زندگی زندگی
بیداری بیداری بیداری
هوشیاری هوشیاری
دو دو دو
رو رو رو
چو چو چو
هو هو هو
چپ چپک و خوت خوتک
هدف هدف
گل گل گلا
ایران ایران ایرانا
نامرد نامرد نامردا
زندان زندان زندانا
خط پایان مبارزه پیشرفت
پول پول پول
دزدی دزدی دزدی
پشم پشم پشم
ریش ریش ریش
کیش کیش کیش
بوشهر بوشهر بوشهر
ماهی شکم گرفته
ماهی تنوری
قلیه ماهی
قلیه میگو
دمپخت
بچه نقل
جا کش
خایه مال
معتاد تریاکی
حزب اللهی
بچه باز
بسیجی
عاشق عاشق عاشقه
شیرین شیرینه شیرنه
گلم توی گلدونه
قندم توی قندونه
نمک تو نمکدونه
چیش نخوری انشالله
لاف لاف
حال
شراب
گیج
شاش
خواب
بیدار
تمرین
نی انبونه
کنسرت بعدی همدونه
تشویق تضعیف تشویقه
ضرب وتیمپو نقیبه
دنیا دنیا و نغمه
مترو مترو مترو
موش موش موش
سیگار سیگار
مرگ
زندگی زندگی زندگی
شیدایی شیدایی شیدایی
عشاقی عاشقی رویایی
مثلا مو از بوشهر به پاریس اومدم،خب ،اومدم که اومدم .خودم خواستم اومدم.
اما یه چیزایی برام اینجا تغییر کرده،یعنی تغییر دادن،نه معذرت یه چیزایی اینجا با اونجا خیلی فرق داره.مثلا اونجا ،یعنی آبادیم ،وقتی اشتباهی میکردم ،با یه گوه خوردن تموم میشد.میگفتم گوه خوردم و بقیه هم میگفتن بنده خدا توبه کرد و گوه خورد ،ولش کنید،میگه گوه خوردم. به همین سادگی میتونستی با یه گوه خوردن از مرگ هم نجات پیدا کنی،دشمنت وقتی میدید که به گوه خوردن افتادی ولت میکرد و از تقصیرت میگذشت.خیلی از زندانیان سیاسی و غیر سیاسی با یه گوه خوردن از مرگ نجات پیدا کردن.گوه خوردن توی آبادی مو شیوه های گوناگونی داشت،اما به هر حال گوه خوردن بود.مزیتش این بود که پس از گوه خوردن کسی دنبال این نبود که چرا گوه خوردی و میتونستی راحت دوباره هم گوه بخوری و این گوه خوردن میتونست صد بار هم تکرار بشه و هر بار با یه گوه خوردن ساده مسئله حل بشه و بعضی وقتها هم میگفتم رفیق نا باب باعث شد گوه بخورم.
اما اینجا توی فرانسه از این خبرها نیست،یعنی هست اما ،نه نیست،نه هست،نمیدونم هست یا نیست.به هر حال شیوه گوه خوردن اینجا فرق میکنه.
اینجا اول یه اشتباهی میکنی،دوم میگی گوه خوردم،و تازه بعد از گوه خوردن داستانت شروع میشه،کلی روانشناس و محقق و جامعه شناس به دور و برت میریزن که تحقیق کنن که چرا گوه خوردی و علت گوه خوردنت چه بوده،تا دفعه دیگه گوه نخوری یا کس دیگه مثل تو گوه نخوره.
تو میگی که فقط گوه خوردم،اونا اینقدر روت تحقیق میکنن تا بفهمن چرا گوه خوردی و حتی تحقیق میکنن که در کودکی چه شیری خوردی وچه کردی و نکردی.
خلاصه این تحقیقات نتیجه اش این میشه که دیگه کسی گوه زیادی نخوره که حالش بد بشه.
اما توی آبادی مو باید گوه زیادی خورد،چون هنوز مردم به اندازه کافی به گوه خوردن نیفتادن،اینجا توی اروپا یه دوره ای مردم زیاد گوه زیادی خوردن و ظرفیتشون تکمیل شده و دیگه زیاد نمیشه گوه بخوری البته هنوز بعضی از آدمها گوه میخورن اما تعداشون زیاد نیست اینجا فقط سیاستمداراش زیاد گوه میخورن و مردم هم اعتراض میکنن به اینکه چرا سیاستمدارا اینقدر گوه میخورن،و البته کسی هم نمیتونه مردم رو به گلوله ببنده.
انسان یا باید زیاد گوه بخوره یا برای گوه خوردن آمادگی داشته باشه تا بتونه پیشرفت کنه ویا باید اینقدر زرنگ باشه که برینه که دیگران بخورن(یعنی درجه اجتهاد) ویا اینکه نه گوه بخوره و نه برینه که در اینصورت میمیره(شهید میشه)
کلو و اشربو ولا تسرفوا