تبليغاتX
یاد داشت های فرازو
دیشب منزل دوست هنرمندی بودم،دوست عزیز بهم گفت یه سی دی بهم هدیه داده شده ،ظاهرا گرد آورنده مجموعه بهش هدیه داده بود و امضا هم کرده بود براش.

این دوست مو از رقصنده های بسیار خوبه و خانمی هم که سی دی رو بهش هدیه داده ظاهرا در ایران مجموعه موسیقی رقصهای ایران رو با انتشارات ماهور گردآوری میکنند.خانمی به نام منصوره ثابت زاده.

سی دی که به دوست مو داده بود موسیقی رقصهای بوشهر بود و ایشون کار پژوهش رو انجام داده بودند.البته مو نفهمیدم چه کار پژوهشی این خانم انجام داده،حالا این داشته باشید تا برم سر اصل مطلب.

اثری بسیار ضعیف و غیر اصیل  به نام موسیقی رقصهای بوشهر با هنرمندی آقای احمد علیشرفی وپسران.

نی انبان  و نی جفتی نا کوک،قطعات ناقصی تحت عنوان چوپی و شکی و اجرای بسیار ضعیف تکنیکی ترانه های بوشهری و قطعات بندرعباسی و آبادانی و لری( به نام موسیقی بوشهر) .

خوانندگی ضعیف احمد علیشرفی و اجرای اشتباه ملودیهای ترانها و فرمهای رایج موسیقی بوشهر مانند یذله خوانی .

اجرای ضعیف ملودیهای بندری توسط نی انبان و صدها نکته دیگه که اصلا به جایی میرسونتت که به خودت میگی اصلا ارزش نداره درباره این کار حرف بزنی و انرژی مصرف کنی(اما بدلیل اینکه به عنوان سندی موجوده و آیندگان رو به اشتباه میاندازه باید گفت و نوشت).

واقعا بعضی ها از هول حلیم میافتند توی دیگ.این خانم محقق هم از این دسته آدمهان که با همکاری موسسه ماهور چند نفر رو دور هم جمع کرده و یکروزه به استدیو ضبط برده و هر چی زدند و با هر کیفیتی ضبط کردند و با چند سوال از نوازنده نی انبان مثل اسم بابات چیه و محل تولدت کجان و گذاشتن این نوشته ها توی جلد سی دی ،بحساب خودش کار پژوهشی کرده.

واقعا هیچ اثر موسیقی از موسیقی بوشهر و به نام موسیقی بوشهر به این ضعیفی و تا این حد تحریف شده وجود نداره و این رو نوشتم چون این اثر توسط یک مجموعه نسبتا معتبر موسیقی در ایران انتشار پیدا کرده و متاسفانه به عنوان یک سند محسوب میشه و ممکنه در آینده بسیاری رو به اشتباه بیاندازه.

توی یک پست دیگه مفصل تر درباره این سی دی توضیح میدم و اگر کسی از شما توی بوشهر زندگی میکنه لطفا به علیشرفی سلام برسونه و بهش بگه که فرازو چی نوشته و چی میگه درباره کاری که کردی. 

+ نوشته شده در Sat 22 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

چند سال پیش یعنی مثلا حدود ده سال یا بیشتر که در بوشهر بودم،موقعی که ماه مبارک رمضان میشد ،اگر کسی روزه خواری میکرد،دستگیرش میکردند و میبردنش قبرستون بوشهر که اسمش شکریه و بیل به دستش میدادند و میگفتن که چال بکنه و قبر درست کنه.

یه سال که ماه رمضون توی تابستون افتاده بود،یکی از رفیقام رو مامور نیروی انتظامی گرفته بوده.این دوستمون تعریف میکرد و میگفت که ساعت دو ظهر که پشه توی بوشهر پر نمیزنه توی کوچه پس کوچه محله بهبهانی بودم و دلم هوس سیگار کشیدن کرد.سیگاری از جیب در آوردیم ،همینکه پک اول رو زدم یه مامور ظاهر شد،مثل جنی که موش رو آتش بزنی.گرفتم و گفت روزه خواری میکنی،بهش گفتم سر کار اینوقت روز کی مو میبینه،گفت من که دیدمت،یالله بریم پاسگاه.

گفتم سرکار کوتاه بیا.گفت جیبت خالی کن.جیبم خالی کردم حدود ۱۵۰ تومانی داشتم ازم گرفت و گفت همش همین داری،گفتم ها والله.گفت پاکت سیگارتم بده،بهش دادم.گفت کمر بند داری گفتم  ها.گفت کمر بندت هم باز کن.باز کردم و بهش دادم.گفت حالا برو و دیگه روزه خواری نکن.

+ نوشته شده در Thu 20 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

یادم میاد بوشهر که بودم بعضی همشهریها در باره مسایلی که هیچی نمیدونستن با یک اعتماد بنفس عجیبی شرو ور میگفتند که بیا و ببین،مثلا دلیل انتخاب نام یک کمپانی .یادم میاد یه مارک پنیر بود که از کشورههای عربی به بوشهر وارد میکردند که اسمش "لا وش کی ری" بود.

توی بوشهر میگفتند صاحب کمپانی ایرانیه و بخاطر خنده اسم پنیر رو "کی ری" که بیشتر مشتری جذب کنه و محض خنده گذاشته،یکی از بچها میگفت مثل اینکه ننه صاحب کمپانی هم بوشهریه.بعدها که فرانسه یاد گرفتم فهمیدم که معنی "لا وش کی ری" میشه گاوی که میخنده.

توی بیمارستان بوشهر دو تا بخش  به نام" سی سی یو "و "آی سی یو "بود که سر این که معنیش چه میشه بحث بالا گرفته بود.یکی از بچه ها که کمی انگلیسی بلد بود میگفت این تلفیقی از بوشهری و انگلیسیه و "آی سی یو"معنیش میشه عمرم برای شما به این صورت که "آی" در انگلیسی میشه من و "سی" به زبان بوشهری میشه برای و "یو" هم انگلیسی میشه تو که مخفف" من برای تو "به معنی عمرم من برای تو و دلیلی هم که میاورد، میگفت هر کس در بخش آی سی یو بیمارستان فاطمه زهرا بوشهر بستری شده مرده.

درباره معنی "سی سی یو "میگیفت که اینم یعنی "بخاطر اینکه دوباره ببینمت"

"سی" اول به زبان بوشهر به معنی بخاطر و "سی" دوم انگلیسی  به معنی دیدن و "یو" هم به زبان انگلیسی میشه تو یا شما و میگفت کسانی که "سی سی یو" رفتن طبق آمار پزشکی آدمهایی هستند که خانوادهاشون رو دوست دارند و یا عاشق دختری هستند و دلشون نمیخواد بمیرن .

زمان جنگ که بوشهر توسط عراق بمباران نشد،یه عده بوشهریها میگفتند ننه صدام بوشهری بوده و به همین خاطر بوشهر رو هدف قرار نمیده و یه عده دیگه میگفتند بوشهر توی نقطه کور واقع شده و نمیتونن پیداش کنن و بمب بارونش کنند .

واما جریان خوب نشست ،اگر با هواپیما مسیر بوشهر تهران یا بلکعس رو با همشهریهای عزیز بوشهریم همسفر بشین لطفا به جمله خوب نشست توجه کنید.همیشه بعد از اینکه پرواز به زمین میشینه تعدادی از همشهریان با یک قیافه کاملا حرفه ای و آشنا به مسایل پرواز نشستن آقای خلبان رو تایید میکنند و خوب نشست رو همراه باتکان دادن سر تایید میکنند و پس از آن داستان شروع میشه که آره این خلبانه چندین بار باهاش پرواز کردم و قدیمیه و استاد پرواز و کارش خیلی درسته .

خیلی وقتها دلم تنگ میشه برای این تجزیه تحلیل ها و خنده هایی که میکردیم بعد از شنیدن این حرفها و در نهایت گوینده مطلب عصبی میشد و میگفت شما چیزی حالیتون نمیشه و میرفت و میگفت حیف آدم که با شما حرف بزنه.

البته حالا هم و قتی خیلی دلم میگیره میرم سراغ نشریه های بوشهری که روی نت هستند ونوشته ها و مطالب نماینده فعلی مردم بوشهر توی مجلس رو میخونم و خدا وکیلی انگار همون رفیقهایی که داشتیم و" لاوش کی ری" رو انطور ترجمه میکردن هر بار که مطلب این آقا رو میخونم تا یک ماه میخندم.کاشکی میشد مجموعه سخنان و نظراتش این آقا بصورت کتاب چاپ بشه،مطمئنم از حسنی پر فروش تر میشه.

چه میدونم شاید هم اون رفیقی که داشتیم حالا مدیر کلی ،استانداری،خلاصه صاحب مقامی شده باشه در ایران.

 

 

 

+ نوشته شده در Mon 17 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

موسیقی و رقص در بوشهر در بخشهای مختلف زندگی مورد استفاده قرار میگرفته یا میگیرد.

موسیقی و رقص نقش عمده ای در اجرای مراسم آیینی ، کار،درمان،بزم و شادی داشته است.

 موسیقی هنگام کار بر روی دریا جهت "میداف" زدن (پارو کشیدن) ،بالا کشیدن تور و "گرگور"،بالا کشیدن "شراع"(بادبان)،راگی کردن لنج (به آب انداختن لنج)،ساختن لنج،  اجرا میشده است.

در هنگام ساخت ساروج(نوعی از  مصالح ساختمانی)نیز آوازهایی میخوانده اند که به علامه معروف بوده است.

برای درو و وزن کردن گندم  نیز آوازهایی میخوانده اند. و همچنین بناها و کارگران ساختمانی هنگام کار آوازهای ریتمیکی اجرا میکرده اند.

از بخشهای مختلف موسیقی کار در بوشهر بنده فقط موسیقی کار دریایی را دیده و شنیده و ضبط کرده ام و همچنین موسیقی وزن کردن گندم و آوازهای هنگام درو گندم.

از ساروج کوبی فقط  چیزهایی از زبان قدیمی ترها شنید ه ام.

به آوازهایی که هنگام کشیدن میداف  ،گرگور و شراع می خوانند در بوشهر نیمه یا نهمه میگویند.

نهمه خوان یا نیمه خوان را سر گنک یا سر هنگ میگویند .

امروز دیگه این نیمه ها و یا نهمه ها هنگام کار اجرا نمیشه چون همه چیز ماشینی شده و موتور لنج هست و برای بالا کشیده تور و گرگور هم از ونج(جرثقیل) استفاده میکنند. اما نیمه خوانهای خوبی هنوز در بوشهر در محل های جفره و صلح آباد هست و تا دیر نشده برید و نواهای جاشوان قدیم و ناخدا های قدیمی رو ضبط کنید و بشنوید.عبدالرسول غریبی یکی از اونان که در سی دی "دی زنگ رو" اثر "حبیب مفتاح بوشهری" هنرنمایی کرده.

از نیمه های معروف یکیش "یا میر محمد" است که منظور  "میر محمد حنفی" است که قبرش توی جزیره خارک واقع شده.

یا میر محمد(سر گنگ)    ساکن خارکی(جاشو ها)

دریا نشینی                    ساکن خارکی

بلا نبینی                     ساکن خارکی

تو بد نبینی                     ساکن خارکی

شمشیر به دستی           ساکن خارکی

دریای مستی                    ساکن خارکی

یا میر محمد               ساکن خارکی

فرزند احمد               ساکن خارکی

یکی دیگه از نیمه ها هله یامال نام داره

هله یا مال (سر گنگ)            هله(جاشو ها)

مردای جنگی                       هله

سیبیل پلنگی                 هله

جنگی کنم جنگ          هله

جنگی نهنگی                هله

سینه سماچ             هله

سینه بحرینی      هله

یار دوار                   هله

ادامه داره

 

+ نوشته شده در Fri 14 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

 موسیقی مناطق ایران یا  موسیقی سنتی مناطق ایران که در ایران به اشتباه موسیقی محلی نامیده میشه (به این دلیل که این آواها و نواها در مراسم خاص و زمانی خاص اجرا میشود و سنت هر منطقه و قوم میباشد،  موسیقی ابزاری است برای انجام مراسمی خاص،مثل عزا و عروسی و درمان و عبادت و ...)

مدت زمان زیادی نیست که  در دنیا به صحنه های موسیقی کشیده شده و تحت عنوان کنسرت موسیقی ارائه میشوند.

در ایران نیز بعد از انقلاب این موضوع بیشتر باب شد و جشنوارهای مختلف و کنسرتهای مختلفی تحت عنوان موسیقی محلی یا مقامی و یا موسیقی مناطق ایران اجرا شده است مانند بخش موسیقی مناطق ایران در جشنواره فجر و جشنواره نی نوازان و آیینه و آواز و...

در برگزاری کنسرتهای موسیقی مناطق ایران تقریبا هشتاد درصد از موسیقی که از مناطق مختلف بر روی صحنه می رود موسیقی مراسم عروسی است و یا بهتر بگم سازهایی که در مراسم عروسی و شادی هر منطقه رواج دارد.این موضوع به شیوه تفکر و برداشت مردم هر منطقه از کلمه موسیقی بر میگرده.مثلا در بوشهر به نوازنده دمام مراسم عزا موزسین گفته نمیشود یا مثلا شروه خوان یا نوحه خوان و نیمه خوان و چاووشی خوان.

در مناطق دیگر ایران نیز به همین منوال است و چون برداشت از موسیقی و رقص فقط سازها و ترانه های عروسی است ،به همین دلیل اغلب گروههای موسیقی مناطق ایران فقط گروههای هستند که تخصص اغلب آنها موسیقی عروسی است.مثل توشمال ها در بین بختیاریها و مهترها در کهکیلویه و لوطی های هرمز گان و نوازندگان عروسی در بوشهر و آبادان.

موسیقی مراسم عروسی بخش عمده ای از موسیقی مناطق ایران را شامل میشود.در بوشهر ساز نی انبان و نی جفتی به همراه ضرب و تمپو و رقصهای متنوع این مراسم بخش قابل توجه ای از موسیقی بوشهر را تشکیل میدهد.

تا اینجا مشکلی نیست اگر موسیقی عروسی هر منطقه تحت عنوان جزیی از موسیقی هر شهر بطور اصیل تحت عنوان کنسرت اجرا شود.

با توجه به اینکه اجرای موسیقی محلی یا سنتی مناطق ایران بر روی صحنه عمر چندانی ندارد و اصولا اینگون موسیقی جهت ارائه تحت عنوان کنسرت طراحی نشده،مشکلات زیادی بوجود آمده و در خیلی از اجراها تحت عنوان کنسرت ،کم و کاستیهای فراوانی در زمینه وجود داشته است.

مشکل اول بسیاری از این هنرمندان به شیوه حضور در روی صحنه آشنایی ندارند و با تغییر فضای اجرا از مراسم به صحنه موسیقی دچار مشکل میشوند.

دوم اینکه در مراسم عروسی عوامل دیگری نیز حضور دارند که در اجرای صحنه همیشه این هنرمندان از استفاده این عوامل غافل بوده اند مثلا در موسیقی بوشهر در مراسم عروسی زنان با کل زدن خود و همخوانی  و رقص و مردان با دست زدن به شیوه خاص  از رکنهای اساسی این موسیقی است که کمتر مورد استفاده قرار گرفته و فقط به اجرای ساز نی انبان و نی جفتی و چند ساز ضربی بسنده شده.(البته مو استفاده کردم و میکنم)

در ایران شاید بدلیل ممنوعیت خواندن زن و رقص کمتر از حضور زنان در موسیقی مناطق بهره میگیرند در صورتیکه در اصل،موسیقی مراسم عروسی بدون حضور زنان انجام پذیر نیست.

در حال حاضر در بوشهر گروههای موسیقی ترکیبی که دارند همان ترکیب سازهای مراسم عروسی است.اما نه موسیقی عروسی را اجرا میکنند و نه موسیقی هیچ مراسم دیگر.در بوشهر نوعی موسیقی برای اجرای صحنه شکل گرفته که بهتره نامش رو بذاریم موسیقی ارشادی یا صدا و سیمایی.

هنرامندان این بخش تقریبا خود را موسیقدانان بوشهری معرفی میکنند و نه موزسین مراسم عروسی،تخصص واقعی اغلب این دوستان اجرای در مراسم عروسی بوده اما با توجه به اینکه نوازندگی در عروسی و عنوان کردن این موضوع ضد ارزش میباشد کمتر کسی این موضوع را عنوان میکند.

موسیقی عروسی در بوشهر نه دیگه در عروسی اجرا میشه و نه روی صحنه.

شیوه لباس پوشیدن گروهها مثل یونیفورم ارتش یکرنگ و فقط لباس ژنرال با دیگران باید فرق داشته باشه.ژنرال در گروههای بوشهری معمولا نوازنده نی انبان و خواننده است.

در هیچ عروسی همه به یکرنگ لباس نمیپوشند.رنگهای متنوع و شاد جنوب یکی از عوامل صحنه عروسی است که در روی صحنه کنسرتهای موسیقی بوشهر تبدیل شده به رنگهای مرده و یکدست و بی ارتباط با این فرهنگ.

مشکل دیگه استفاده از سیستمهای صوتی که برای این موسیقیها طراحی نشده و معمولا در اغلب کنسرتها شنوندگان دچار مشکل میشوند.

از آنجایی رپرتوارهای موسیقی مناطق محدود است،هنرمندان صحنه ای و کنسرتی موسیقی مناطق برای رهایی از این موضوع آهنگسازی میکنند و به تولید سی دی و آثار صوتی مجبور میشوند و هر ساله تولیداتی دارند که ساخته و پرداخته خودشان است .

از آنجایی که موسیقی اصیل مناطق ایران دیدنی و شنیدنی است ،قطعات اصیل که ضبط میشود و به صورت سی دی عرضه مشین نمیتونن تمام زوایای موسیقی اون منطقه رو نشون بدن و خیلی از هنرمندان جوان مثل منطقه بوشهر با استفاده از کامپیوتر و سینتی سایزر و تقلید و کپی از موسیقی کشورههای عربی خلیج و موسیقی پاپ ایرانی و لس آنجلسی به دنبال جلب مشتری و بازار میگردند و در نهایت اسمش رو میزارن نوآوری.

پایان کلام خدمت دوستانی که میخوان در دنیا و فستیوالهای معتبر جهانی تحت عنوان موسیقی مناطق ایران شرکت کنند باید بگم که در دنیا کارهایی که من درآری باشه خریدار نداره و مراکز معتبر به دنبال اصل جنس میگردند.شاید در ایران بازی با کامپیوتر و سینتی سایزر بازاری داشته باشه ولی در خارج از ایران راه به جایی نمیبره.

جای تاسفه که کنسرتهای موسیقی  برای موسیقی مناطق نتیجه عکس داشته و هنرمندان این قبیل موسیقی ها از مسیر اصلی خودشون خارج شدن یا خارجشون کردن.

+ نوشته شده در Wed 12 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

گزارش بی بی سی از گروه شنبه زاده

http://www.bbc.co.uk/radio3/worldmusic/womad2007/listenagain.shtml

 

اطلاعات مربوط به کنسرت ۲۵ نوامبر ۲۰۰۷در گرونبل فرانسه(فیلم کوتاهی هم  از کنسرتهای گذشته  میتونید ببینید)  

http://www.38rugissants.com/francais/festival_2007/Shanbehzadeh.html

 

 

تعدادی عکس از فستیوال انگلیس  چارلتون پارک تابستان امسال.

http://des-nouvelles-du-front.blogspot.com/2007/07/mad-2007-charlton-park-shanbehzadeh_31.html

+ نوشته شده در Tue 11 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

نمایشگاه جهانی موسیقی WOMEX امسال در شهر سیوی اسپانیا برگزار میشه.

هر سال در این نمایشگاه جهانی تمامی دست اندکاران بزرگ موسیقی و تولید کنندگان و تهیه کنندگان موسیقی و مدیران فسیتوالهای مختلف حضور دارند.

در این نمایشگاه بخشی هم به اجرای گروههای برگزیده سال اختصاص داده شده.

انتخاب گروهها شرکت کننده به عهده هیئت ژوری است که متشکل شده از موسیقیدانان کشورههای مختلف جهان.

امسال گروه ما افتخار حضور در این همایش جهانی رو پیدا کرده و در ماه اکتبر برای اجرا عازم هستیم.

برای اطلاع بیشتر به سایت "ومکس" سر بزنید.

 http://www.womex.com/

+ نوشته شده در Fri 7 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

ظاهرا در ایران تمامی مشکلات حل شده و چند تا کار جزیی باقی مونده.یکی از کارهایی که باید صورت بگیره تغییر نام بعضی از شهرها و استانها است.

به لطف خدا افراد زحمتکشی هستند که به فکر این کارها باشند ،مثل نماینده بوشهر در مجلس که پیشنهاد تغییر نام استان بوشهر رو به استان خلیج فارس داده.

البته این اول داستانن،بعد از طرح ایشون همه نماینده ها تصمیم گرفتن اسمشون توی تاریخ ثبت کنند و اسم استان و شهرشون تغییر بدن.

اسامی استانهایی که تغییر میکنه بدین شرح میباشد.

خوزستنان میشه استان کارون برای مقابله با شط العرب

هرمزگان میشه استان عمان چون کنار دریای عمان است

بوشهر میشه استان خلیج فارس برای مقابله با خلیج عربی و مرکز استان خلیج فارس میشه دبی

مازندران و گیلان میشه استان خزر برای مقابله با کاسپین

استان تهران میشه آذربایجان بزرگ

 

 

+ نوشته شده در Wed 5 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

به آدرس زیر مراجعه کنید میتونید مصاحبه فرازو و چند قطعه موسیقی از گروه شنبه زاده گوش کنید.

 

http://www.altermusica.net/archives.php?e=2#

+ نوشته شده در Mon 3 Sep 2007ساعت توسط فرازو |

از سنگاپور برگشتیم.چهار کنسرت و دو ورک شاپ داشتیم.

از کشور سنگاپور زیاد خوشم نیومد و لحظه شماری میکردم که برگردم پاریس.

فستیوال بدی نبود و هنرمندهای خوبی از کشورهای مختلفی حضور داشتند. یوسوندور از سنگال،ماهاتالا کویین از افریقای جنوبی،مونتو والدو از کامرون و ...

ما دو کنسرت با نقیب اجرا کردیم و دو ورک شاپ و دو کنسرت تلفیقی با موزسینهای شرکت کننده در فسیتوال.

مصاحبه های متعددی داشتیم ،که مهمترین اونها تلویزیون سنگاپور و کانال نشنال جئو گرافی و تلویزیون ژاپن بود.

اجراهای مختلفی دیدم ، توی این  فستیوال چند تا گروه بود که با دی جی کار میکردند و نمیدونم چرا مو وقتی این دی جی ها رو میبینم به  یاد  سرخوش شعبده باز بوشهری می افتم،یه بار وقتی که کیش بودم این شعبده باز بوشهری رو دعوت کردم که بیاد و برنامه شعبده بازی اجرا کنه.هر چی التماسش میکردم که یکی از این فوت و فنا یاد مو بده یاد نمیداد و میگفت که خرج داره.

میگفت برای یاد گرفتن هر بازی باید مبلغش رو بپردازی،از ۲۵ هزار تومنی داریم به بالا.

یه روز که رفته بود بازار خرید ،اسماعیل بختیاری کیف شعبده بازی شعبده باز رو باز کرد و مو هم تماشا میکردم.هر چی بود و نبود یاد گرفتیم.هر چی بود توی همون کیف بود،یه سری بازی و اسباب بازی که گول زنک بودند.اما وقتی که اون طرف کیف ایستادی و داخل کیف رو نمیبینی برات جالبه.یه انگشت دونه داشت که میزاشت روی انگشت شصتش ،انگشت دونه به رنگ پوستش بود ،وقتی دستمال غیب میکرد ،دستمال رو توی انگشت دونه جا سازی میکرد.مو بهش گفتم یادم بده چطور دستمال غیب میکنی،گفت یادت میدم اما حالا نمیتونی غیب کنی.گفتم یعنی چه و هی اذیتش میکردم.او درست میگفت چون رنگ پوست مو سیاه بود و اگر انکشت دونه سفید میزاشتم مشخص بود و بازی لو میرفت.

بگذریم، نمیدونم وجه اشتراک دی جی و شعبده باز چیه ولی هر وقت دی جی  میبینم یاد شعبده باز میافتم و دستگاهش هم کیف شعبده باز به یادم میاره.

سنگاپور آدامس فروختن ممنوع بود.مواد مخدر یک سر سوزن هم که ازت بگیرن اعدام میشی و شوخی هم ندارن.توی تاکسی نشسته بودم و فکر میکردم اگر توی ایران هم برای مواد مخدر چنین حکمی وجود داشت جمعیت ایران بعد از اعدام ها چقدر میشد.

اجرای آخر که تلفیقی بود خیلی چسبید،با موزسین های سنگال ،افریقای جنوبی،اسکاتلند،ژاپن،کامرون،برزیل وهند کاری حدود یکساعت و نیم روی صحنه بردیم.فیلم بسیار خوبی ضبط شد .هنوز بدستم نرسیده و باید تا دو هفته دیگه بدستم برسه.سعی میکنم بزارم روی یو توب.

 

 

 

 

+ نوشته شده در Fri 31 Aug 2007ساعت توسط فرازو |