این مطلبی که میخوام بنویسم شاید به این سفر آلمان ربط داشته باشه شاید هم نه.
اونجا که بودم،خواسته یا نا خواسته یک بحثی با یک آقای محترمی داشتیم که ذهنم رو مشغول کرد و تقریبا از فضای استراحت و تعطیلات خارجم کرد.دیروز که به پاریس رسیدم ،توی فکر اون بحث بودم و تا شب موقع خواب چند باری درگیرش شدم.
شب که خوابیدم ،خواب دیدم توی مسابقه دو امدادی شرکت کردم.قبل از مسابقه دوستانم بهم گفتند که مسابقه چهار در صد متر امدادی است.مو با اینکه میفهمیدم سرعت خوبی ندارم در مسابقه شرکت کردم و ترکیب تیم هم مو چیدم.نفر اول که باید چوب رو بدست میگرفت و میدوید مو بودم.مسابقه خیلی عجیب بود،استادیوم بوشهر بود و پیست خاکی اونجا.خط استارت توی پیست نبود و پشت سیم خاردار بود.تپانچه که زده شد دوندگان بدون رعایت قوانین دو امدادی چهار در صد متر میدویدند.هیچکس توی خط خودش نمیدوید.مو توی خط خودم دویدم.نفر سوم یا چهارم بودم .دوندگان در جهت مخالف میدویدند و بر خلاف جهت معمول،مو با اینکه میفهمیدم اشتباه دارم میدوم ولی دنبال اونا رفتم.صدمتر مو تموم شد اما کسی نبود که چوب ازم بگیره و در حین مسابقه متوجه شدم که به اشتباه بهم گفتن صد متر امدادی و مسابقه چهار صد متر امدادی میباشد.پاهام دیگه جون نداشت،واقعا فلج شدم و غصه میخوردم و یاد زمانی میفتادم که تند و تیز میدویدم،اما حالا دیگه پاهام کاملا فلج شده بود و مثل یه تکه پلاستیک.مسابقه تموم شد و برنده یه نفر از اهالی محله بهبهانی بوشهر بود که قلبش رو عمل کرده بود و خیلی انرژی گرفته بود که با قلب عمل کرده اول شده.مو هم از خوشحالی او خوشحال شدم،اما او با غرور و حالت تحقیر به مو نگاه میکرد.ناراحت پاهام بودم و خوشحال برای او که اول شده و توی فکر مسابقه عجیب و بی قانون که از خواب پریدم.پاهام تکون دادم،دیدم خدا را شکر کار میکنن،زیاد تشنه بود،آب خوردم و دوباره خوابیدم.اما باز بیدار شدم و گفتم این خواب باید بنویسم.
امروز هم باید برم سفر،از سنگاپور که برگشتیم بازم براتون مینویسم،از خواب و بیداری.
اجرای روز بعد در فستیوال ساعت ۲۱ بود.اجرای بسیار عالی شد و واقعا جای شما خالی.
روز بعد با قطار سریع السیر به طرف پاریس حرکت کردیم و از پاریس به سمت نانت.الان دو روزه در نانت هستیم.
مشغول ضبط سی دی بودیم در استودیوی مجهزی در اطراف نانت.
بسیار خوشحال از ضبط این کار که امروز تمام شد و کارهای میکس هم ماه سپتامبر تموم میکنیم.
فردا شب ساعت ۲۲ در مرکز شهر نانت اجرا داریم.نقیب تا ساعت ۲۲و۳۰ دقیقه میتونه روی صحنه باشه ،چون او هنوز به سن قانونی نرسیده و بچه هایی که سن کم دارند و هنرمندن نمیتونن در فرانسه دو روز پشت سر هم اجرا کنند و همچنین شب هم تا ساعت ده و نیم میتنونن روی صحنه باشن و نه بیشتر.حالش خیلی گرفته.اجازه کار کودکان هنرمند در فرانسه خیلی مشکله و کاغذ بازی زیاد داره و خیلی سخت میگیرن.
بعد از این کنسرت سفر سنگاپور رو در پیش داریم .
این متنی بود که یه دوستی به نام فرهاد نوشته بوده و از مو خواسته که بهش جواب بدم.
جناب فرهاد سلام
در باره فرق موسیقی بوشهر و موسیقی بندری در دو پست مختلف کامل توضیح دادم که میتونی مطالعه کنی.
هر هنرمندی برای رسیدن به هدفی که داره راههای مختلفی رو تجربه میکنه. یکی از راههای معرفی بهتر موسیقی تلفیق و نشستن و نواختن با هنرمندان موسیقی سبکهای دیگه هست و نقاط مشترک همدیگر رو پیدا کردن و تجربه جدید کسب کردن.مو هم برای کسب تجربه با سبک جاز،الکترونیک،ارکستر سنفونیک،رقص مدرن کارهای مشترک داشتم.
در تمامی مواردی که گفتم نه تنها لطمه ای به موسیقی و کارم وارد نشده بلکه تجارب بسیار باارزشی کسب کردم و همچنین مخاطبهای جدیدی هم داشتم،که با موسیقی ما آشنایی پیدا کردند.
بسیار هم خوشحال هستم از این تجربه ها و کارهای تلفیقی که انجام دادم.
در مورد اینکه افراد دیگری در بوشهر هستند و کارشون زیاد با کار مو فرق داره،ممکنه شما درست بگی،اما مو نمیتونم بگم که کار مو موسیقی بوشهره و کار اونا نیست.این رو شما باید تشخیص بدی.مو منتقد موسیقی نیستم و اجرا کننده هستم و به اندازه فهم و شعور خودم عمل میکنم و مسئول کار دیگران نیستم.
در مورد استفاده از سینتی سایزر هم،مو تا حالا استفاده نکردم و با تغییر صدای طبیعی سازم یا صدای خواننده گروهم موافق نیستم و اصولا میکسهای استودیویی موافق نیستم و دلم میخواد هر چه طبیعی تر اجرا کنم.
اگر کسی در بوشهر از سینتی سایزر استفاده میکنه،اونم به اندازه فهمش عمل میکنه و شاید دلیلی برای استفاده کردن از فیلتر صوتی و تغییر صدای نی انبان و نی جفتی و خواننده داره.باید بری از خودشون بپرسی.
در مورد جایگاه زن در موسیقی بوشهر باید بگم که موسیقی بوشهر در بیشتر بخشهاش زنها نقش عمده ای داشته و دارند. در گروه ما هم زن هست و در آخرین فلیمی که از اجرا ظبط کرده ایم دو زن نقش بسیار برجسته ای در اجرای ما دارند(عروسی و عزای بوشهری بدون زن عروسی و عزا نمیشه).اما در تمام کنسرتها نمیتونیم همه اعضا رو شرکت بدیم و محدودیت نفرات داریم.
در مورد ظبط سی دی و فیلم دارم بیشتر کار میکنم که این کمبود بر طرف بشه و شما کاملا درست میفرمایید.
در مورد سوال آخرت هم ،بله مو نی جفتی هم مینوازم و صدایی هم که در کار موسیقی بوشهر شنیدی که آقای علیشرفی مینوازه نی جفتیه.
در مورد کاری که آقای وزان خونده فکر کنم خیام خوانی باشه،نی جفتی دیده میشه ولی بعید میدونم که صدای نی جفتی باشه چون مد و مایه ای که خواننده میخونه با فواصلی که با نی جفتی میشه نواخت جور درنمیاد و همچنین صدا هم صدای نی جفتی نیست.چراش رو باید از آقای شریفیان بپرسی،البته ایشون از نوازنده های بسیار خوب نی جفتی هستند و محقق هم هستند و شاید نتیجه تحقیقاتشون به اینجا ختم شده که صدا باید سینتی سایزر باشه و تصویر نی جفتی.به هر حال باید از خودش بپرسی.
در مورد اینکه میگن مو از کوره زود به در میرم،زیاد هم بیراه نگفتن.اما خیلی دارم سعی میکنم که اینطور نباشم و زندگی توی اروپا خیلی بیشتر بهم کمک کرده و راحتر شدم و کمتر عصبی میشم و کنترل اعصاب دارم و تحملم هم زیاد شده.البته شاید بخاطر سنم هم باشه.
اگر بازم سوال داشتی در خدمتت هستم.
ارادتمند فرازو