در سال۱۳۶۵ گروه موسیقی محلی بوشهر بصورت بسیار مخفی و بی سرو صدا برای جشنواره دوم اماده شد که بعد از تمرین و اماده سازی گروه اعضای گروه تشکیل دهنده در اجرای جشنواره عبارت بودند از فرخ یزدانفر سرپرست گروه /محمود جهان خواننده/اصغر قربانی دمام/مسعود اسپرغم تمپو که البته بخاطر اینکه حساسیت بر انگیز نباشه نام تمپو را کوزه گذاشتند/گیتی زاده همخوان و دیگران در خاطرم نیست.
از سیاستهای اسلامیزه کردن موسیقی بندری توسط مدیر کل وقت ارشاد عزیز بلادی و کاهش تنش در بوشهر این بود که اشعار انقلابی باشد و دیگر اینکه سازهای دمام و سنج که از سازهای مذهبی بوشهر بود در کنار نی انبان قرار گیرد و دیگری اعضای این گروه افرادی نباشند که در مجالس عروسی شرکت میکنند.
جشنواره دوم گذشت و ماجرا به خیر و خوشی تمام شد و در بوشهر زیاد کسی خبر دار نشد.
در این سالها ارکستر سازهای بادی و غربی و گروه سرود که از تشکیل دهندگان اول گروه موسیقی ارشاد بود خبری نبود و منحل شده بود .یزدانفر هم تمام انرژی خودش را در گرداندن گروه موسیقی سنتی مفتون و گروه تازه تاسیس محلی گذاشته بود و همچنین کارهای اداری ارشاد از قبیل نظارت بر نوار کاست که افراداز طریق پست دستشون میرسید پلمپ کنه و تایید یا رد کنه و از این قبیل کارها.
از اونجایی که در اون سالها از کنسرت خبری نبود کار گروه مفتون سالی یکبار برای جشنواره فجر اجرا کردن و اماده کردن کار برای این جشنواره بود و حالا گروه محلی هم اضافه شده بود.
.
غلامرضا دمان هم به گروه مفتون اضافه شده بود که با گروه تنبک مینواخت و در گروه محلی هم دمام میزد.
در این جشنواره گروه محلی بوشهر مورد توجه بشتری در تهران قرار گرفت و از رادیو و تلویزیون ترانه یا الله یا خدا پخش شد .
در این هنگام مردم بوشهر تازه از جریان با خبر شدن و بعد از سالها صدای نی انبان را از رادیو شنیدند.
حزب الله بوشهر غیرتی شد و نامهای تحدید به مرگ به ارشاد و خانه محمود جهان ارسال شد.
مدیر کل بلادی کار را توجیه میکرد و لی انها راضی نمیشدند به هر صورت بلادی ترفندش گرفت و به هر زحمتی که بود گروه محلی بوشهر رو نگه داشت ولی با نظارت خودش و هر چی او میگفت باید اجرا میشد.
محمود جهان بعد از این جشنواره پاپ استار شده بود دیگه فقط اون کارگرساده شرکت نفت نبود و مرتب صداش از رادیو و تصویرش از تلویزیون پخش میشد. و جونش هم در بوشهر در خطر بود.
سبک ابداعی موسیقی تلفیقی بندری ابادانی و اسلامی اداره ارشاد یک سبک جدید شده بود و در ان هنگام ریتم های تند بندری نباید اجرا میشد و اغلب ترانه ها بندرعباسی بود که ریتم ملایمتری داشتند و کلام هم تغییر میدادنند.
در سال بعد یعنی جشنواره چهارم فجر گروه مفتون چند کار بر گرفته از تمهای محلی بوشهر داشت که مورد توجه قرار گرفت و از اونا تقدیر شد و فکر کنم به اصغر قربانی نوازنده تار جایزه دادن و این گروه کمک داشت در ارشاد بوشهر عرض اندام میکرد و به قول معروف زبون باز کرده بودن کم کم زیر گوش مذیر کل ارشاد زمزمه میکردن که ما تمام کارها رو انجام میدیم و احتیاجی به سرپستی مثل یزدانفر نداریم و در همین سالها بود که یزدانفر تسویه شد و از بوشهر رفت به کازرون و بعد شیراز و دیگه من ازش بی خبر بودم تا سیزده سال بعد که من در کیش مدیر خانه هنر و موسیقی بودم و یزدانفر بنده خدا رو دیدم در کیش در شهر بازی کیش شبها غرفه داشت و چس فیل میفروخت و بادکنک و روز هم در هتل شایان پیانو میزد تا خرج زندگیش بگذره بهش گفتم که بیا تدریس کن گفت دیگه از همیچی بریدم و هنوز دلش از بی معرفتی بچههای گروه مفتون پر بود بهش گفتم تو تنها نیستی و این اخلاق گروه مفتون نبود بلکه خصوصیت بوشهر همینه هر کس زحمت بکشه و دلش بسوزه بی ابروش میکنن تازه شانس اوردی .ولی از پشیرفت من خیلی خوشحال بود.یادش بخیر من خیلی مدیونش هستم و باید یک روز جبران کنم.
جشنواره پنجم گروه موسیقی محلی بوشهر کمی تغییر کرده بود و بچهای بوشهری به عضویتش در اومده بودند ولی نوازنده نی ا نبان و خواننده همان مرتضی دیری و محمود جهان بود و فرم کار هم طبق کارهای جشنوازهای گذشته ترانه های بندر عباسی و عربی با اشعار بوشهری ابادانی و ریتم سنگین و همنوازی دمام و تمپو و سنج نی انبان
در جشنواره پنجم گروه سنتی مفتون گروه برگزیده جشنواره شد و ازشون تقدیر شد و گروه محلی هم خوب درخشیده بود .محمود جهان در اوج شهرت بود و کمکم داشت به درجه خواننده ملی بندری میرسید.اعضای همکاری کننده با گروه محلی کرم زبردست/اصغر گزی/محمد اخلاقی/رزمی/ فرامرزگیتی زاده/عباس یا حسینی و تعدای دیگه که بخاطر ندارم.
بعد از جشنواره پنجم و کودتای گروه مفتون در قبل از ان بر علیه یزدانفر عملا موسیقی ارشادبوشهر تحت کنترل روشن روان و قربانی و هنرور ودمان افتاد و راه به هیچ احدی نمیدادند و در تمام امور موسیقی دخالت میکردند و مشاوران عالی بلادی بودند و به قول قربانی که میگفت اگر ما به بلادی بگیم خودت رو از ساختمان ده طبقه پرت کن میکنه چون به ما ایمان داره نا گفته نماند که ارشاد در ان زمان واقعا برای این گروه هزینه میکرد سالی یکی دو دست کت شلوار و ساز های جدید محل تمرین و ...
یادم میاد که تمام کلاسها ی موسیقی تحت کنترل این گروه بود و حتی سازهایی که بلد نبودند تدریس میکردند یادم میاد که قربانی سه جلسه پیانو با بابک نیکذات کر کرد و بعددر ارشاد خودش کلاس گذاشت و تدریس پیانو میکرد و کلی شاگرد هم داشت و به نیکذات گفته بودمن از تو که درس میگیرم به شاگردام میدو و تقریبا از شاگردام دو جلسه جلوترم پس میتونم درس بدم و خلاصه ارشاد و موسیقی در قرق مفتون شده بود. مفتون مغرور از برنده شدن در جشنواره بی خاصیت فجر با حمایت بلادی
بعد از این اتفاقات و نه زیاد بعد از جشنواره پنجم فجر در تهران به محمود جهان پیشنهاد ظبط نوار داده میشه و با شرکت اواز جنوب بدون اطلاع ارشاد بوشهر و با نوازندههایی که خودش انتخاب میکنه کار ظبط رو بی سرو صدا شروع میکنه نوازنده نی انبان بهرام مهربخش بوده و کاست بندر نشینان که مجموعه ای از اهنگهای بندر عباسی و مینابی و عربی با تغییر کلام و مطابق سبک جدید بندری ارشاد بوشهر ظبط میکنه.
کار ظبط میشه ولی بعد از اتمام ظبط کار لو میره و افرادی که از گروه ارشاد بودند از جمله مرتضی دیری و دیگران به نزد مدیر کل بلادی رفته و جنگ اغاز میشه .
بلادی میبنه که تمام زحمتش و سیاستش بر باد رفت و نتیجه به سود دیگران داره تمام میشه .
بلادی به مرکز سرود و اهنگهای انقلابی نامه مینویسه و میخواد که از تکثیر و پخش جلوگیری بشه و تا حدودی موفق میشه و کار متوفق میشه .
محمود جهان از طرف ارشاد بوشهر منفور قلمدادمیشه و سعی میشه هر طور شده و به هر قیمتی ضربه کاری بهش بزنن .دیگه تو جشنواره ازش دعوت نمیکنن یعنی بعد از این واقعه گروه محلی ارشاد منحل میشه و در جشنواره پنجم فجر گروه محلی از بوشهر شرکت داده نمیشه.
محمود جهان فلاش بک میزنه و برمیگرده به مجالس عروسی با همراهی بهرام مهربخش و حسن ستار و موفقیت بسیاری در مردم کسب میکنه کارهاش هم در اون موقع هنوز از رادیو و تلوزیون پخش میشد که تبلیغ خوبی بود براش و مشتری عروسی بیشتر پیدا میکرد
در این سالها دیگه نی انبان در بوشهر کماکان ازاد شده بود ولی هر از گاهی به عروسیها حمله میشد.
کمک نوازندههای نی انبان از سوراخ بیرون امدن و عروسی گرفتن شروع شد ولی دیگه مردم فقط محمود جهان معروف رو میخواستند کولیها و دیگر نوازندها انچنان مشتری در بوشهر نداشتند و گهگاهی به روستاهای اطراف دعوت میشدند.
جوانان بوشهری هم شیفته جهان و مهربخش شدند و شروع به فراگیری نی انبان و خوانندگی نه به سبک بوشهری بلکه بندری و محمود جهانی و مهربخشی کردند .
بهرام در بین نوازندگان نی انبان مجالس عروسی حرف اول را میزد و هر پنجشنبه حداقل ۲ تا ۳ برنامه عروسی داشت و مشتاقان فراگیری هم در پای درس استاد در عروسیها مینشستند و می اموختند.
ارشاد بوشهر هم چندین بار مامورین و بسیج را تحریک کرد که جهان را در مجلس عروسی دستگیر کنند و بالاخره موفق شدند و جهان به شلاق محکوم شد ولی اطلاع ندارم شلاق خورد یا نه.
بلادی از همه طرف در مسند قدرت ارشاد تضعیف شده بود و تهران هم دیگه تحویلش نمیگرفتن تقریبا تمام هنرمندای استان بر ضدش شده بودند .
جناههای قدرت از جمله شهریاری نماینده خورموج و دارو دستش که میخواستند عزلش کنندو دیگری رو سر جاش بزارن.وزارت گنجیر هم که بلادی تنها امیدش بود و گزارش همه رو به اونجا میداد هم ظاهرا تنهاش گذاشته بودند این رو با دلیل میگم چون بلادی اب خوردن هنرمدان بوشهر رو هم به اداره کنجیر و وزارت کنجیر اطلاع میداد و از این طریق ۱۳ سال مدیر کل بود <اداره کنجیر اداره ای است که ادم رانیشگون میگیرند> بوشهریها میگن کنجیر و تهرونیها میگن نیشگون <اخه یکبار که از پاریس به تهران اومدم نامه ای در فرودگاه دستم دادن که باید به به این اداره میرفتم در خیابان افریقا ساختمانی به نام ساختمان سنگی جهت بازجویی یا طبق گفته ان حاج اقا مصاحبه وحاج اقایی که با من مصاحبه یا بازجویی میکرد پوشه ای داشت که از وقتی بچه بودم و چه شیری خورده بودم تا تمام گزارشات بلادی مدیر کل ارشاد رو برام خوند و گفت اینها مسئله نیست ولی حواست جمع باشه ما از هم چیز خبر داریم راستش تا قبل از این مصاحبه دلم برای بلادی میسوخت ولی بعد دیدم دل سوزی به حال این طور ادمها که زمانی که در مسند قدرتن و برای حفذ قدرت هر کار کثیفی میکنند ارزش نداره ولی به هر حال زحمت زیادی کشید >
در همین هنگام بود که کاست بندر نشینان به بازار عرضه شد و بلادی هر کاری کرد نتونست جلوش رو بگیره حتی دستور داد نوارها رو که مجوز ارشاد داشت در سطح شهر جمع کنند تظاهرات راه انداختن در خورموج ولی تمام اینها باعث شد نوار بیشتر فروش کنه و موسیقی بندری مردم پسند تر و محبوب تر بشه.
نوار بندرنشینان پر فروشترین نوار سال شد و ارشاد با کارهای پلیسی که کرد منفور مردم شد.
این نوار سر مشق بسیاری از نوازندگان نی انبان بوشهری شد. نوازنده ای نبود که تمامی قطعات نوار را از حفظ نباشد و همینطور باعث شد که نوازندههای نی انبان و جوانان نوازنده به دنبال ریشه این سبک بگردنند و از شیوه اهنگسازی و ملوی سازی و فرم اینکار پیروی کنند.
بعد از انتشار این نوار کار های قبل از انقلاب محمود جهان و رضا عظیمی با نوازندگی سهراب شاپوری و مهربخش الگو کار بسیاری از نوازندگان بوشهر قرار گرفت.
این خلاصه ای از تاریخ حضور موسیقی بندری در بوشهر بود که البته در نوشتهای بعدی داستان جشنواره ششم موسیقی فجر و اتفاقاتی که برای خودم افتاده و هر چه از بوشهر و موسیقی بوشهر یاد دارم براتون تعریف میکنم.
اسم قسمتهای بعدی داستان موسیقی بوشهر میباشد.
خدا نگه دار اگر خواندید خواهش میکنم نظر هم بدید.
در ادامه داستان دیروز به اینجا رسیدیم که نوازندگان نی انبان بوشهری تحت تاثیر مستقیم نوازندگی مهربخش و سهراب شاپوری ا ز بزرگان نی انبان بندری قرار گرفتند.در اینجا باید داستان شروع کار نوازندگان ابادنی در بوشهر را برایتان تعریف کنم. که مجبورم تمام داستان شکل گیری گروه موسیقی ارشاد را از اول بگم
بعد از انقلاب سال ۵۷ نی انبان نوازی در مجالس عروسی بوشهر ممنوع شد و جرم محسوب میشد و تقریبا صدای نی انبان در مجالس عروسی کمتر شنیده میشد اگر نوازنده ای به دست بسیج می افتاد یا گرفتار کمیته میشد جرمش از هروئین بیشتر بود پس از کتک فراوانی که نوش جان میکرد شلاق هم داشت و نی انبان و وسایل صوتی هم مصادره میشد /اینجا را داشته باشید تا بعد.
در سال ۱۳۶۰ اداره ارشاد بوشهر کلاسهای سرود و اموزش موسیقی راه اندازی کرد .این کلاسها توسط فرخ یزدانفر اداره میشد که ایشان تئوری موسیقی و سلفژ و سازهای پیانو و ارگ تدریس میکردند و مسئول راه اندازی گروه موسیقی و سرود در اداره ارشاد بوشهر شدند .ایشان از مهاجرین جنگ از شهر خرمشهر بودند که ار نوازندگان قدیمی در ارکسترههای پاپ خانه جوانان خرمشهر بودند.
برای اولین بار کلاسهای موسیقی بعد از انقلاب راه اندازی شد .من هم ثبت نام کردم و عضو گروه سرود شدم و به فراگیری تئوری نزد ایشان مشغول .بعد از مدتی هم ایشان ساز ساکسفون را به دست من داد و با کمک ایشان و بهرام هدایت مشغول نوازندگی ساکسفون شدم.
پس از ۶ ماه گروه سرود و موسیقی که ان هنگام نوازندگان از گروه موزیک نیروی دریای و تعدای نوازندگان خرمشهری مهاجر به بوشهر که بهرام هدایت وداریوش نصری و فرهاد یزدانفر بود شکل گرفت و در سطح استان به مناسبتهای انقلابی و جشنهای مذهبی اجرا میکردیم.
اقایی که شما هستید یکسال بعد یعنی سال ۱۳۶۱ یزدانفر به گرد هم اوردن تمام نوازندهای قدیمی در بوشهر در سبکهای مختلف کرد از جمله سازهای سنتی ایرانی که از اقایان هنرور روشن روان و قربانی دعوت به همکاری با ارکستر ارشاد کردند.
در سال ۱۳۶۲ ارشادتمام نوازنده ها ی سازهای ایرانی و غربی در قالب یک ارکستر در اجرای سرودهای انقلابی با هم نوازی میکردند.
اعضای ارکستر عبارت بودن از فرخ یزدانفر سرپرست و نوازنده پیانو وترمپت و اهنگساز/فرخ یزدانفر خواننده/اماعیل روشن روان سنتور/اصغر قربانی تار/اکبر هنرور ویلن/مرتضی صائبی توبا/داریوش نصری درامز/سعید شنبه زاده ساکسفون تنور/باقر خوشدل گیتار باس/مسعود شاهینی و برادران احمدی سینتی سایزر/مهدی موسوی فلوت
این ارکستر در سال ۱۳۶۳ به تهران رفت که در جشنواره موسیقی شرکت کنه ولی جشنواره برگزار نشد ولی وزارت ارشاد ۲ اجرا گذاشت در تالار وحدت به مناسبت انتخاب کتاب سال و در مجموعه ازادی برای عموم.
در سال ۱۳۶۳ من شروع کردم به نوازندگی فلوت و در ترکیب جدیدی شروع به تمرین برای اولین جشنواره فجر سال ۱۳۶۴ در اذر ماه ۱۳۶۴ دو کارشناس ازبرای بازبینی کار از تهرن اومدن ابراهیم نطری نوازنده فلوت ارکستر سنفونی تهران و شخص ذیگری به فامیلی اغاسی .
ترکیب ارکستر برای جشنواره ۱۳۶۴ هنرور ویلن/قربانی تار/روشن روان سنتور/وزان خواننده/سعید شنبه زاده فلوت/اصغر بختیاری تنبک . اقای نطری چند اشکال گرفت و یکی این بود که ترکیب ارکستر نا متجانس است و نه ایرانی است نه غربی و مثلا بهتره بجای فلوت کلاسیک از نی و بجای ویلن از کمانچه استفاده بشه و این نظر بلا فاصله مورد تایید یزدانفر قرار گرفت و هنرور از اون موقع شروع کرد به کمانچه زدن در گروه من هم که نی بلد نبودم از ترکیب حذف شدم ولی با گروه به جشنواره رفتم .یک نظر دیگه هم که اقای نظری داد این بود که شما چرا گروه محلی بوشهری ندارید و موسیقی بوشهر خیلی جذاب است که این نظر هم به عرض مدیر کل وقت اقای بلادی رسید ولی دیگه وقتی نبود برای تشکیل گروه و اماده کردن اون و ثانی اسم گروه محلی و نی انبان در ان سالها و تشکیل گروه بسیار میبایست با سیاست خاصی صورت میگرفت چون همان گروه موسیقی سنتی هم کلی مشکل داشت چه برسه به نی انبان که جرم و خلاف شرع محسوب میشد ولی این ایده برای جشنواره اینده در نظر گرفته شد یعنی تشکیل گروه محلی بوشهر.
۱۳۶۵ دومین جشنواره موسیقی فجر
چند ماه قبل از جشنواره یزدانفر از طرف مدیرکل بلادی مامور تشکیل گروه محلی بوشهر شد.
به سراغ علیشرفی رفتند قبول نکرد سراغ عبدو رفتند قبول نکرد حق هم داشتند بسیجها شوخی نداشتند .
نهایتا به سراغ محمود جهان رفتند اون موقع نگهبان شرکت نفت بود و دیری نی انبان نواز که در بنیاد جنگزده ها کار میکرد مسعود اسپرغم و محمود چرکو هم نوازندههای سازههای ضربی .
من روز اولی که همه در ارشاد جمع شدن برای تمرین خوب یادمه اتاقی بود که هم محل رندگی یزدانفر بود هم محل تمرین گروههای موسیقی ارشاد کنار کتابخانه عمومی بوشهر که حالا اداره ارشاد اونجاست و اون اتاق خراب شده و شده پارکیکنگ.
تمرین شروع شد و چند قطعه ازمایشی خوندند و من به یزدانفر گفتم اینکه بندرعباسی میخونه و محمود جهان شنید و خیلی ناراحت شد.بگذریم
گروه موسیقی بوشهر با اعضای ابادانی و بدلیل حساسیت موضوع با نظارت مستقیم مدیرکل تشکیل شد/واقعا احسنت به شهامت بچه های ابادان مرتضی دیری ومحمود جهان و بقیه چون واقعا در بوشهر اینکار اونموقع مساوی باخود کشی بود.
یزدانفر مسئول تنظیم سرودهای محلی انقلابی شد و فیروزی شاعر محلی سرا شعر های انقلابی محلی میسرود بر وزن ترانه های بندر عباسی که محمود جهان به انها میداد یا خودشون پیدا میکردند یا ترانه های عربی وبعضی یذله های بوشهری که انها با نی انبان مینواختند و یزدانفر بالا پایین میکرد یا تنطیم میکرد و فیروزی هم شعر انقلابی سر هم میکرد.ترانهای حبیب زاده و حسین وفادار و غیره یذله های بوشهری با لهجه ابادانی و اشعار محلی انقلابی اقای فیروزی از معروفترین اونا یا الله یا خدا که بندر عباسی بود و شعر فیروزی که نا گفته نماند مدیر کل وقت ارشاد بلادی هم گاهی شعر میگفت و اشعار رو تصحیح میکرد یعنی بخاطر حساسیت موضوع تمام کار گروه محلی بوشهر باید از کانال مدیر کل میگذشت و سیاست رو او تنطیم میکرد.
پایان قسمت دوم
ملودها و قطعاتی که در بو شهر با نی انبان در عروسیها نواخته میشده یا میشود شامل حاجیونی /سرپنجه /چوپی بوشهری/شکی بوشهری/بندری یارقص /چهار دستمال/مولودی/ترانه های کوچه بازاری ایرانی/ترانه های لری /ترانه های عربی/اهنگهای سریالهای معروف روز رادیو و تلویزیون/ترانه های بندرعباسی
به مجموع این شیوه نوازندگی در بوشهر موسیقی بندری گفته میشود یعنی زمانی که از موسیقی بندری در بوشهر نام برده میشود منظور عوام از ساز نی انبان به همراه سازهای ضرب و تمپو و دایره زنگی و یک تمپو که گاهی با خواننده یا بدون خواننده در مجالس عروسی اجرا میکنند.
در بین قطعاتی که نام بردم بندری یا رقص و سرپنجه/اهنگهای سریالهای تلویزیونی/ترانه های عربی/ترانه های بندر عباسی و ترانه های کوچه بازاری که معولا به انها ایرانی میگویند و ترانه های روز خوانندگان پاپ در بین اجرا کنندگان و نوازندگان نی انبان در بوشهر بیشتر رواج دارد و اجرا در عروسی بیشتر شامل این قطعات میشود.
موسیقی بندری در بوشهر به کل موسیقی بوشهر و تمام قطعات و فرمهای این موسیقی اطلاق نمیشود مثلا هیچگاه به شروه خوانی/یذله/چاووشی/نوخه خوانی/سنج و دمام/خیام خوانی/شاهنامه خوانی/نیمه یا موسیقی کار دریا/ موسیقی بندری نمیگویند
همچنین نوازندگان قدیمی نی جفتی و نی انبان بین قطعات بوشهری و بندری تمایز قایل میشوند
موسیقی بندری چیست/ منظور از موسیقی بندری نه موسیقی شهر بندر عباس است و نه هیچ بندر دیگر
این فرم موسیقی که زاده ابادان است ارکستر ان شامل نی انبان و ضرب و تمپو و دایره زنگی و تمپو و یک خواننده است .ترانه های این سبک خواستگاه فرهنگی خاصی نداشته و معمو لا ترانهای عشقی کوچه بازاری است .
ملودی های نی انبان شامل ملودی های بدون کلام این سبک و تکرار ملودی خواننده است .برترین خوانندگان این سبک در قدیم رضا عظیمی و در حال حاضر محمود جهان فولادی و از نوازندگان به نام نی انبان در قدیم سهراب شاپوری و در حال حاضر بهرام مهربخش هستند.
این سبک بسیار ساده و در بخش سازهای ضربی و نی انبان بسیار جذاب است.
در قبل از انقلاب ایران پخش این موسیقی توسط رادیو نفت ملی ابادان و کاستهای فراوان این گروهها در سرتا سر ایران باعث گردید تمامی موسیقی جنوب را به اشتباه موسیقی بندری بشناسند در این سبک گروهای بندری ابادان هر ترانه و ملودی از بندرعباس عربی ترکی خوانندگان پاپ و کوچه بازاری اجرا و ضبط میکرده و میکنند البته با ترکیب ارکستری که قبلا ذکر کردم.
رد پای موسیقی ابادانی یا بندری در بوشهر
با استنادبه اثار به جامانده قبل از انقلاب خوانندگانی چون اسماعیل عاشوری و نوازندگانی مانند عبدالحسین صفاری سعی در کپی و اجرای این سبک پر خریدار در بوشهر داشتند .
بعد از انقلاب و شروع جنگ بسیاری از نوازندگان چیره دست موسیقی بندری به بوشهر مهاجرت نموده و تقریبا تمامی عروسیهای بوشهر را قرق کرده و همچنین گروه رسمی ارشاد اسلامی بوشهر درسومین تا پنجمین جشنواره فجر این عزیزان بودند که برای جشنواره فجر سبک دیگری تعبیه شد که در فرصتی دیگر به عرض میرسانم
حضور بهرام مهر بخش در بوشهر و محمود جهان با توانایی بالا در اجرای نی انبان و خوانندگی سبک بندری و مقبولیت عامه این گروه و تبلیغ صدا وسیما با عث گردید که کلیه نوازندگان به جز تعداد محدودی از جمله احمد علیشرفی همگی تحت تاثیر مستقیم مهربخش نوازندگی کنند و در حقیقت شاگرد غیر مستقیم ایشان بوده و هستند .
مبنای کار نوازندگان عروسی و کلیه نوازندگان نی انبان در بوشهر بهرام مهربخش و سهراب شاپوری شد.
بقیه داستان فردا
سال گذشته من و نقیب شنبه زاده افتخار حضور در این فستیوال رو داشتیم که البته فستیوال حبیب مفتاح بوشهری رو دعوت کرده بود با من که به دلایلی نتونست با ما ما باشه و من و نقیب اجرا کردیم.
توضیح این موضوع لازمه که اجرایهای دو نفری ما معمولا با حبیب مفتاح بود در زمانی که در فرانسه زندگی میکرد و از وقتی به ایران رفت من با نقیب روی صحنه میریم که البته نقیب به قدرت حبیب ساز نمیزنه ولی نوازنده بدی نیست و رشد کرده. در یک فرصت مناسب همکار های خودم رو به شما معرفی میکنم و مختصری از زندیگنامه اونها را به عرضتون میرسونم.
نقیب خیلی دلش برای بوشهر تنگ شده و در سفرها مرتب از بوشهر حرف میزنه و سوال میکنه بهش قول دادم تابستون بفرسمش بوشهر
نوازنده خوبیه ولی هنوز باید از محمود بردک نیا و حبیب مفتاح چیز یاد بگیره نوازندگیش خیلی تحت تاثیر شیوه حبیبه و خوب بداهه نوازی میکنه فقط از وقتی اومدیم فرانسه حرکتاش رو صحنه عوض شده یکم خجالتی و مثل باباش دیونه نیست که درست میشه یعنی امیدوارم درست بشه
فرانسه رو دوست داره اما مدرسه درساش سخته کنسرواتوار هم باید بره و هرروز تمرین کنه سلفژ وکرو تمرین ساز و تمرین موسیقی بوشهر . خدا کنه نبره
دیشب کنسرت زیادخوبی اجرا نکردیم و یکم خسته بودیم . یکم خسته شدم اجرای ماه گذشته در پاریس خیلی خستم کرد و تمرین با بچها که از ایران اومدن .
انشاالله ماه اوریل استراحت میکنم .حالا باید برای کنسرت استرالیا و نیو زلاند اماده بشم و سخت تمرین کنیم برای فستیوال womad فستیوال بسیار خوبیه رییس فستیوال پیتر گابریل است اولین اجرا در این فستیوال در جزایر قناری بود با نقیب و بعد از اون مرتب از ما دعوت میکنند هر سال در 5 نقطه دنیا برگزار میشه بعد از استرلیا میریم به اسپانیا البته قبل از اسپانیا باید در مارسی کنسرت بدیم کارمون برای مسابقه رادیو فرانسه انتخاب شده اسم برنامه هست بابل مد
تا فردا خدا نگه دار
حکایت از این قراره که از اونجایی که رابطه شاگرد واستادی در فراگیری نی انبان و نی حفتی رایح نبوده و نیست و همحنین نوازنده نی انبان اگر هم قطعه ای بنوازد حاضر نیست به دیگری یاد بدهد و اصلا اگر هم بخواد یاد بده شیوه انتقال مطلب رو نمیدونه برای کمک به هنرحویان عزیز متدی تهیه کردم که اگر مو به مو رعایت کنند نوازنده خوبی خواهند شد ولی شاید انسان خوبی نشن!![]()
برای فراگیری نی انبان و نی جفتی مراجعه پیش استاد و فراگیری سینه به سینه و از این صحبتها رو فراموش کنید حون بجز تو ذهنی خوردن و تضعیف از طرف نوازندهای نی انبان حیزی عایدتون نمیشه
خاطره : اوایل که شروع به نواختن کرده بودم مشک نی انبان را درست نمیگرفتم یا بهتر بگم پوزسیونم درست نبود و جلوی نوازندگان مختلفی ساز زدم ولی هیحگاه کسی نمیگفت که ساز تو دست گرفتنت اشتباهس این یکی و دیگر خاطره این که مدتی که با یکی از نوازندگان بنام نشست و برخاست داشتیم و با هم ساز میزدیم من اون موقع دمام میزدم یک روز که در حال تمرین بودیم یکی از نوازندگان جوان به سر تمرین اومد(خونه ابراهیم ابن رومی تمرین میکردیم بقیش نمیگم که کی بید کی نبید ) و درخواست کرد که اگه میشه بنوازه و ما اگر انتقادی داریم کنیم بعد از نواختن ایشان من نظرم رو طبق معمول همیشه راحت گفتم ولی نوازنده استاد نی انبان تنها حیزی که گفت این بود "دستت درد نکنه" اون هم با حالتی خاص!
بعد از رفتن نوازنده جوان رو کرد به حاضرین و گفت نی انبونم شده بحه بازی جونم هستنند ادم حه بهشون بگه . گفتم دستت درد نکنه دلش نشکنه
بعد از تمام شدن تمرین در مکان خلوت که خودم و استاد تنها بودیم به من گفت درس مهم در نی انبان نوازی اینه که کسی نتونه ازت بنجه دزدی کنه و یا حرف از دهنت بکشه.
اون موقع تازه فهمیدم نی انبان نواز شدن فقط نواختن خالی ساز نیست بلکه یک سری دستورالعملهای اخلاقی یا غیر اخلاقی هم هست که باید رعایت کرد و یکی از اونا اینه که درس به کسی ندی و انتقاد نکنی و فقط بگی دستت درد نکنه البته طوری باید بگی دستت درد نکه که در جمعی که هستید همه بفهمن طرف رو سر کار گذاشتی و در ضمن خود طرف هم متوحه نشه و بلافاصه بعد از رفتن طرف سری بجنبانی بگی حی بهش میگتم جونن نمیشه تو ذهنش بزنی.
خب بس اگه میخواید نی انبان نواز بشید درس اول که حطور پنحه دزدی کنیم و حرف از دهن دیگران بکشیم
روش پنجه دزدی
برای پنجه دزدی همیشه باید به یک نی تکی محهز باشید و تمام وقت با خود حمل کنید.در تمامی عروسیها حضور داشته و جایی بنشینید که پنجهای نوازنده نی انبان را خوب ببیند و حرکات انگشت و ملودی را در ذهن بسبارید و در زمان استراحت نوازگان سریع به محل مخفی که از قبل معین کرده اید رفته و ملودی و حرکت انگشت را تمرین کنید به خاطر داشته باشی در هر مجلس فقط یک ملودی و حرکت انگشت بدزدید نه بیشتر (میبخشید میدونم شما دزد نیستید ولی این اصطلاح سنتیه)
برای تکمیل پنحه دزدی و مرور ملودیهای سرقتی سعی کنید با نوازندگان سازهای ضربی رفیق شوید حون ملودی زیاد از حفظ دارند و میتونن اشکلات شما رو بگیرند( بر عکس نوازندههای نی انبون نوازنده ساز ضربی از بس حقش رو میخورن و زحمت گروه رو دوششه ولی زیاد بهش توجه نمیشه همیشه به همه درس میده و انتقاد میکنه و کمک میکنه تا دوستش داشته باشن بنده خدا)
اگر در بوشهر زندگی میکنید در طول روز افرادی هستند که در کوحه بس کوحه شهر مس کهنه مخرند بلاستیک جمع میکنند یا کارد تیز میکنند و یا جوجه برزیلی میفروشن(منظور جوجه کار خونه ای که رنگش زرده رنگ بیرهن تیم ملی برزیل ) این افراد نوازندههای توانمندی هستند که شما میتونید ملودی های زیادی در قبال مبلغ نا حیزی از اونا یاد بگیرید و بعد هم مسخرشون کنید و بهش بگید این دیگه حیه میزنی یا میگی بلند شو برو بی کارت
قسمت اول درس نی انبان به بایان رسید تا قسمت بعدی خدا نگه دار
فستيوال دور نزديک بعد از تقريبا دو ماه که از شروع آن گذشته است اکنون روزهای پايانی خود را می گذراند.گستردگی اين برنامه ها که شامل نمايشگاه های مختلف عکاسی ، نقاشی، داستان خوانی، تاترو موزيک است، نظر دادن در باره کل اين فستيوال را مشکل می کند. در اين فستيوال تا ديشب خوب ها، بدها و متوسط های زيادی در عرصه های مختلف ديدم .بطوری که در مجموع از اين فستيوال می توانستم به عنوان فستيوال متوسط ها نام ببرم. اما همانطور که گفتم تا ديشب. تا اينکه ديشب آن واقعه ای که منتظرآن بودم اتفاق افتاد و آن واقعه چيزی نبود بجز بر روی صحنه رفتن گروه سعيد شنبه زاده که ديدنشان مرا به تمام معنی غافلگير کرد. در عرصه موزيک در اين فستيوال قبلا کارهای ديگری را ديده بودم مثلا کنسرت گروه اوهام را که با همه ضعف هايشان بعنوان اولين گروه راک ايرانی نه تنها ديدنشان که وجودشان در ايران باعث تعجبم شد. اوهام باعث تعجبم شد اما با ديدن گروه شنبه زاده وهمم نسبت به موسقيی ايرانی فرو ريخت. متحيرشدم. نه تحير وصف درستی نيست بايد بگويم هيجان زده و شايد از خود بی خود. با همين يک کار بود که فستيوال دور نزديک برايم معنی پيدا کرد.اين اجرا ديگر کوچک نبود، متوسط نبود که بزرگ بود وجهانی بود. چيز ديگری نمی نويسم که آنقدر تحت تاثير اجرای ديشب اين گروه هستم که هر چه بگويم فقط تکرار يک معنی است " شيفتگی". در انتها کوتاه در باره اين گروه :
شنبه زاده در چارچوب برخورد موزيک شرق و غرب دست به تشکيل گروهی زده است که از چهار موزيسين بوشهری و سه جازيست فرانسوی تشکيل شده است.موزيکشان مخلوطی است از موزيک سنتی بوشهری و جاز فرانسوی .استفاده از آلات موسقيی غربی در کنار آلات موسقيی شرقی بطور مثال استفاده از نی انبون در کنار ساکسيفون به اين گروه جذابيت خواصی می بخشد. تاثير موزيک آفريقايی – عربی بر موزيک اين گروه آنها را به يک گروه پر انرژی تبديل کرده است که اثز خود را در حرکات نمايشی و رقص بر روی صحنه نشان می دهد. با آرزوی موفقيت هرچه بيشتر برای آنها.http://www.daryaravandegan.com/archives/2004/05/index.php
|
گيتا جاودانی * آقای شنبه زاده، موسيقی بوشهری را چگونه ياد گرفتيد؟ |
|
راوی هستم
ای كار خو اصلا درست نیست... از اون ور هم ما دائم كنسرت می دیم اما یك خبری هم نمی زنن كه چه جاهایی با چه جمعیتی كنسرت برگزار كردیم. انگار كه مردیم. بعد یك خبرگزاری می آید توی ایران خبر دروغ می زنه كه ما قراره تو ژوئن توی پارلمان اروپا پیام صلح و دوستی رو با موسیقی برسونیم. این كارا یعنی چه» هركدام از این جمله ها را مقطع می گوید. از سوئد زنگ زده تا كارهایش را برای كنسرتی در آنجا هماهنگ كند. تازه كنسرت هایش تمام شده و ظاهرا آن طور كه از عكس ها مشخص است، موفق بوده اند. صدایش با آن لهجه گرم جنوبی، بسیار آرام است، اگرچه اوضاع موسیقی ایران آنجا هم قرار و آرامش را گرفته. تماس هی قطع می شود و او دوباره زنگ می زند. «اوایل ژوئن اولین برنامه ما شروع شد كه در فرانسه بود، در فستیوالی به نام «شرق» در شهری به نام سن فلورانس نزدیك آنژ.» این فستیوال هر سال برگزار می شود و بزرگترین فستیوال موسیقی مشرق زمین است. البته در فرانسه برنامه ریزی دقیقی دارند و همه با سازهای مختلفشان از كشورهای شرق دنیا می آیند. سازهای عجیب و غریب زیادی بود. بعد از میان این گروه ها برخی انتخاب می شوند، گروه هایی هم كه انتخاب می شوند در تالار تئاترشهر كنسرت برگزار می كنند. این مكانی كه به شما گفته یك روستایی است در سن فلورانس دو هفته این فستیوال برپا می شود. حالا امسال من و محمود مزدك نیا كه دمام و بوگن می زند، پسرم نقیب و عبدالله مقاتلی مطلق خواننده حضور داشتیم. همه قطعات را هم از موسیقی اصیل بوشهر اجرا كردیم. چهاردستان، دمام و... ببینید یعنی یك جور فستیوالی است كه در آن موسیقی به شكل سنتی یا موسیقی مقامی اجرا می شود. من هم تركیب اصلی موسیقی بوشهر را اجرا كردم بدون هیچ چیز اضافه. چون من آهنگساز نیستم و آهنگسازی نمی كنم من در مقابل آهنگ های اصیل بوشهر مسئولیت دارم، من بیشتر راوی هستم. یك نوازنده ام و روایت كننده موسیقی اینكه گاهی موسیقی تلفیقی هم می نوازم، داستانش فرق می كند. از مغولستان، هند، تاجیكستان بودند و خیلی كشورهای دیگر.» همین طور با شور از كارهای بزرگی كه در آنجا انجام شده تعریف می كند و كنسرت های خوبی كه دیده و به قول خودش كه به جای قابل مقایسه نبودن از «مقایسه نداشتن» استفاده می كند مقایسه ای ندارند. اعتقاد دارد كه در این كنسرت ها «آب بندی» از آن نوعی كه در ایران و كنسرت های ایران انجام می شود، وجود ندارد. همین طور می گوید و باز یادش می آید كه روزنامه های ایران در آستانه جام جهانی ۲۰۰۶ نوشته بودند كه قرار است او هم برای جام جهانی كنسرت بدهد و عصبانی است: «۲۰ هزار نفر در روزهای جام جهانی در آلمان كنسرت می دهند، یعنی هر كسی در آلمان كنسرت داد، برای فوتبال است در لیختن اشتاین فستیوال رودلشتات بود كه ما هم در آن شركت كردیم. این فستیوال یكی از معتبرترین فستیوال های World music در دنیا است كه امسال مصادف شده بود با برگزاری جام جهانی فوتبال. یادم هست كه روزنامه ایران بود كه خبرها را خیلی درست چاپ می كرد كه شنیده ام دیگر نیست چه حیف» فكر می كنم راست می گوید چه حیف و باز همه آن داستان مشهور حشره كوچك سیاه یادم می آید. موضوع فستیوال چه بود «ویژه خانواده سازها است و هم خانواده های آنها. مثلا ما كه بودیم نوازنده های نی انبان دور هم جمع می شدند و می نواختند. نام بخش ویژه و موضوع این فستیوال هم نی انبان سحرآمیز magic pipe بود. من بودم و نقیب كه ضربی می زد. آن وقت نی انبانان اتریش، اسكاتلند، فرانسه، مجارستان، اسلوونی و اسپانیا هم بودند و شبكه MDR آلمان هم حدود یك ساعت و نیم از برنامه را زنده پخش كرد. قبلش هفت روز كار كرده بودیم. بداهه نوازی كردیم. این طور كه هر كسی یك بخش هایی از موسیقی كشورش را می نواخت و بعد این صداها جمع می شد و تركیب می شد. سه روز كامل فقط فستیوال برگزار می شود و در زمینه World music این جشنواره بزرگترین فستیوال آلمان است.» حالا ۳۸سالگی اش هم رد شده. یعنی برای او كه از هفت سالگی دمام نی جفتی و نی انبان می زده، ۳۱ سال كار است. این روزها در كنسرواتوار كتی فرانسه درس می خواند. بورسیه گرفته است و ساكسفون یاد می گیرد. مثل همیشه كه ادعا می كند خجالتی نیست. آنجا هم در اروپا خجالتش را حسابی كنار گذاشته و در اغلب جشنواره های معتبر شركت می كند و ساز می زند. پسرش را هم به گروه برده و او را آن طور كه بچه های بوشهر بار می آیند بار نیاورده است. هنوز هم می گوید جز نی انبان و دمام هیچ چیز ندارد و پول بلیت هیچ كدام از مسافرت های خارجی اش را خودش نداده است. روی موسیقی بوشهر آنقدر تعصب دارد كه حاضر است در جشنواره های ایرانی شركت نكند چون معتقد است آنها موسیقی جنوب را تنها به عنوان یك نوع موسیقی برای حركت و البته حركت بازاری معرفی كرده اند. پیش از این هم در مصاحبه ای اعلام كرده بود: «من نمی خواهم تا كسی صدای نی انبان را شنید به رقص بیفتد، می خواهم این طرزتفكر را عوض كنم.» حالا هم سر حرفش ایستاده. در این سال ها با گروه «جازماتیو دوناردیه» هم كنسرت های زیادی را برگزار كرده. سال ۸۰ هم به ایران آمد تا در جشن موسیقی ساز بزند. در فستیوال هایی مثل «دور نزدیك» هم شركت كرده و همیشه موفق بوده است. این را می شود با یك سرچ كوتاه در اینترنت و فراوانی اخبار و نقدها روی كنسرت های او دید. هدفش همانی است كه وقتی روز اول پایش را از ایران گذاشت بیرون: «ارائه موسیقی اصیل، طبیعی و مناسب منطقه بومی ام و در كنار آن شناخت دیگر موسیقی های اصیل در دنیای امروز» و شاید این هدف و این پشتكار ۳۰ساله شانس زندگی در فرانسه كه به نظر او هم مهد فرهنگ و رشته های متعدد هنری است را به او داده است. حالا در شهری زندگی می كند كه مثل تهران نیست. مثل تهران دغدغه بی كنسرتی، مجوز، اسپانسر، نوازنده و... ندارد. حالا در شهری زندگی می كند كه روزانه در آن بیش از صد كنسرت برگزار می شود. از پنج سال پیش همكاری اش را با گروه Optic topic هم شروع كرده و كنسرت های مختلفی را در كشورهای مختلف برگزار كرده است كه در ۲۰۰۳ هم به عنوان یكی از گروه های برتر فرانسه انتخاب شده است، هنوز اجرای این گروه در جشنواره فیلم فریبورگ در ذهن خیلی ها حك شده است. سال ۸۲ بار دیگر به ایران می آید و در خانه هنرمندان كنسرت می دهد. كنسرتی كه از دید او نسبتا موفق بوده است. ۸۴ هم برای آخرین بار موسیقی اش را به ایران می آورد و بعد از آن فعالیتش به اجرای موسیقی در جشنواره های مختلف محدود می شود و دیگر به ایران نمی آید. حالا دوباره برمی گردد به آلمان و كنسرت های این روزها و هفته ها: «همه مان سنتی كار بودیم. در طول این سه روز در لیختن اشتاین شش هزار نفر آمدند و رفتند. حسابی شلوغ بود. اجرای آخری در سن شاخلیه فرانسه بود كه از دو منظر خیلی مهم محسوب می شود. اول اینكه نی انبان زنان معروف سراسر دنیا حضور داشتند و دوم اینكه گردهمایی سازندگان ساز در اروپا هم هست اما من و نقیب فقط اجرا داشتیم. خیلی هم تشویق شدیم. اما خبر به دروغ با عنوان اجرای ما در پارلمان اروپا منتشر می شود. به قرآن قسم رفته بودم بلژیك. یكی از نوازنده های ایرانی در خیابان كنسرت می داد. بعد روزنامه های ایران چیزهای عجیب و غریبی در مورد كنسرتش نوشتند. آدم دلش نمی آید دیگر كاری بكند وقتی در كشور خودش این طور با او برخورد می شود. دلم می خواست همه چیز به عكس بسنده نمی شد... خودتان می بودید، كنسرت را می دیدید و استقبال را.» |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
|||